تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
إِلَيَّ
آل عمران آيه 48 ، و گذشت تفسير آن و مراد نوم است كه يكى از ادلّه بقاء روح انسانى و او غير روح حيوانى است همين نوم است كه با اينكه روح حيوانى در كالبد بدن باصلاحات داخلى مشغول است روح انسانى در سير است و امورى را مشاهده مىكند كه آثارش در خارج مشهود مىشود از رؤياى صادقه .
وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ
جرح بمعنى كسب است كه ضرر داشته باشد و از همين باب است جرح شهود ، و تعبير بالنهار كنايه از يقظه و بيدارى است چون خداوند شب را براى استراحت قرار داده و روز را براى كار يعنى كليه اعمال شما در نزد خدا محفوظ است
يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ
مؤمن آيه 20 ، و در نامه عمل مكتوب است حتى اينكه ميگويند
يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
كهف آيه 47 .
ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ
مرجع ضمير فيه نهار است و بعث در نهار همان يقظه و بيدارى است و همين دليل است بر بعث قيامت چنانچه انسان بعد از بيدارى بدن از كارافتاده كه حسّ و حركت ندارد به كار مياندازد و مثل مكينه خاموش شده را به حركت در مى آورد فرداى قيامت و هم روح بدن خاك شده پوسيده شده را به حركت و قيام و پرس و سؤال مياندازد .
لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى
اين خواب و بيدارى در پى يكديگر ميآيند تا زمانى كه مدّت عمر منقضى گردد و اجل معين شده بر هر فردى در رسد ، و لام در ليقضى لام غايت است كه مدّت منتهى گردد چه قدر خوب فرموده شيخ بهايى رحمة اللَّه عليه در اربعين نقل از كمال الدين صدوق كه تشبيه نموده انسان را در اغترار به دنيا بشخصى كه او را بسته باشند بطناب در وسط چاهى و دو موش سياه و سفيد بپاى آن طناب چسبيده و نخ‌نخ آن طناب را پاره ميكنند و در قعر چاه اژدهايى دهن گشوده و چشم دوخته كه او را طعمه خود كند و در اطراف چاه عسل‌هايى