تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
و مطالب و امورى كه اختصاص دارد علم آن بانبياء و ائمه اطهار بر غير آنها غيب است و هكذا مطالبى كه علم آن مخصوص بعلماء است بر عوام غيب است پس بنا بر اين معنى ميتوان گفت كه حضرت رسالت و ائمه طاهرين عالم بغيب هستند يعنى نسبت بامورى كه بر غير آنها غيب است و عالم بغيب نيستند نسبت بامورى كه مختص است علم به آنها به خداوند و اين جمله عطف بلا اقول است به اين معنى كه لا اقول اعلم الغيب نه عطف بعندى خزائن اللَّه باشد كه مدخول لا اقول باشد زيرا عكس اين معنى دلالت مىكند كه معنى اين شود لا اقول لا اعلم الغيب و به اين معنى جمع بين آيات و اخبار در نفى و اثبات مىشود .
وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ
اين جمله دلالت ندارد بر افضليت ملائكه بر انبياء چنانچه بعضى توهّم كردند و خلاف نصّ قرآن است در مورد آدم و ملائكه در امر آنها به سجده و بيان علم اسماء بلكه اشاره بمطلب ديگرى است و آن اينست كه تمام كفار و مشركين و بسيارى از فرق اسلاميه غير از فرقه حقّه و حكماء خداوند را جسم ميدانند و ميگويند در آسمانها فوق عرش متمكن است و بشر در روى زمين ساكن است و نميتواند مساسى با خداوند پيدا كند پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بايد ملك باشد كه بتواند هبوط و صعود داشته باشد از خدا بگيرد و ببندگان ابلاغ كند و اگر على الفرض بشر هم باشد بايد صعود و هبوط داشته باشد لذا گفتند
أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ
اسراء آيه 95 ، و غافل از اينكه اولا اگر پيغمبر ملك باشد بايد بصورة بشر شود تا بتواند با بشر تماس بگيرد چنانچه ميفرمايد
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ
انعام آيه 9 . و ثانيا خداوند جسم نيست و مكان ندارد و احاطه قيوميت دارد بر جميع موجودات و طريقه اخذ انبياء را خداوند معين فرموده
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ
شورى آيه 51 .
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 76 | السيد عبد الحسين الطيب