وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ
راجع بقيامت است و روز بعث كه اينها منكر بودند بقرينه
قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ
كه اسم اشاره راجع به همان است كه تكذيب ميكردند و تعبير به : اذ وقفوا به صيغه ماضى مفسرين گفتند مضارع محقق الوقوع حكم ماضى دارد لكن ميتوان گفت كه جمله و لو ترى كه مضارع است اشاره برؤيت حضرت رسالت است در قيامت ، كلمه اذ زمانيه است و البته زمان رؤيت شىء بعد از وقوع آن شىء است تا واقع نشود قابل رؤيت نيست پس مفاد اين جمله اينست كه در روز قيامت موقعى كه مىبينى كه اينها واقف شدهاند بر پروردگار و بالجمله وقوف آنها ماضى بودن آن نسبت به زمان رؤيت است .
قالُوا بَلى
در جواب نفى اگر نعم گفته شود تصديق نفى است و اگر بلى گفته شود اثبات است مثل
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
اعراف آيه 171 ، و در جواب اثبات عكس است مثل
إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ قالَ نَعَمْ
اعراف آيه 111 .
و ربّنا صيغه قسم باللّه و تاللّه و اللَّه ، و او واو قسم است
قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ
فاعل قال و مرجع ضمير ربّهم است كه قبلا ذكر شده و اينكه گفتند ملك است وجهى ندارد و ذكرى قبلا نشده از ملك و تعبير بذوق شايد اين باشد كه قوّه ذائقه بيش از ساير قوى مثل باصره ، شامّه ، سامعه ، لامسه درك حقيقة شىء را مىكند
بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
كافر بروز جزاء بودند كه گفتند
وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ
و مراد از ما در كلمه بما همان بعث است ، و باء سببيه است يعنى سبب و علت عذاب همان انكار بعث است ، و ادلّه بعث قطع نظر از آيات قرآنى كه متجاوز از هزار آيه و از اخبار متواتره و ضرورت دين اسلام بلكه جميع اديان بسيار است زيرا اگر بعث نباشد ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام و انذار و تبشير و وعد و وعيد لغو مىشود و فرق بين مؤمن و كافر ، مطيع و عاصى ، ظالم