و عقوبت عذاب اينهم خلاف ظاهر است زيرا انحاء عقوبات بر آنها مخفى بود نه اينكه اخفاء كنند ، بعضى گفتند اعمال و افعال سيّئه كه اخفاء ميكردند اينهم تمام نيست زيرا اولا اين صفت منافقين است نه كفار زيرا كفار مخفى نميكردند و سيّئه نميدانستند . و ثانيا بر فرض اخفاء كنند نزد خودشان مخفى نبود نسبت به ديگران اخفاء ميكردند و ظاهر آيه اينست كه نزد خود ظاهر شده نه بر ديگران .
و تحقيق كلام اينست كه حق و نور حق ظاهر است كالشمس فى رابعة النهار بخصوص مثل توحيد و امر رسالت و معجزات باهرات و كفر بمعنى ستر است كه نور حق را مستور مىكند مثل كسى كه درب چشمش بسته باشد و نور شمس را مشاهده نكند و اين ستر هم دو قسم است يك قسم از قصور است مثل آدمى كه كور شده باشد يا درب چشمش را بسته باشند و گفتيم كافر قاصر استحقاق عذاب ندارد و لو احكام كفر در دنيا بر او بار است و لياقت ثواب هم ندارد چون ايمان هم ندارد و حق بر او مكشوف نشده . و يك قسم از روى تقصير است مثل اينكه خود بسوء اختيار خود درب چشم خود را بسته باشد و نور شمس را مشاهده نكند و اين كفار كه در آيات قبل اشاره شد از اين قسم هستند پس در واقع خود آنها بسوء اختيار حق را بر خود مخفى نموده و صدق اخفاء بر آنها مىكند و در موقع احتضار و موت و عالم برزخ و قيامت پردهها بر طرف مىشود و نور حق ظاهر ميگردد لذا درست است بگويى
بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ
كه ظاهر مىشود بر آنها به بر طرف شدن حجابها كه بودند بر خود بسوء اختيار خود روى چشم قلب را پوشانيده بودند از عصبيت و عناد و لجاج و كبر و امثال اينها در عالم دنيا لذا تمنّاى رجوع كردند و خدا ميفرمايد
وَ لَوْ رُدُّوا
و اگر بر فرض محال هم برگردند باز همان پردهها را روى چشم قلب خود ميكشند و در همان ظلمت كفر ميافتند و نور حق را مشاهده نميكنند و
لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ
از فسق و كفر و شرك و ترك ايمان و ترك اعمال