تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
يعنى از اين تهديدات ما دست از ايمان برنميداريم . قالوا جواب فرعون كه آنها را تهديد بقتل و صلب و قطع يد و رجل نموده بود با كمال جرئت بدون تقيه و خوف گفتند
إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ
انقلاب از ماده قلب است بمعنى از حالى به حال ديگر شدن مثل انقلاب خمر بخلّ و قلب انسان را قلب گفتند بواسطه اينكه توجه او به چيزى بوده توجهش به چيز ديگر مىشود ، ما اول كافر ساحر مشرك بوديم فعلا مؤمن صالح موحّد شديم از خمر نبايد مؤاخذه كرد چرا خلّ شدى ، قلب ما متوجه شرك و كفر بود فعلا متوجه بايمان و توحيد شده و قلب انسان بين اصبعى الرحمن است او است مقلب القلوب و الأبصار كسانى كه قابليت ايمان داشته باشند قلب آنها را متوجه بايمان مىكند و كسانى كه لياقت نداشته باشند از جهت خباثت نفس
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ
بقره آيه 6 ، چون افاضات حق مشروط بقابليت محل است چنانچه مكرر گفته‌ايم كه صدور فعل دو چيز لازم دارد فاعل بايد تام الفاعليه باشد و قابل بايد تام القابليه .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 126 ]

وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جاءَتْنا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ ( 126 ) و نيست انتقام تو از ما مگر اينكه ايمان آورديم ما بآيات پروردگارمان چون كه آمد ما را آن آيات ، پروردگارا بريز بر ما و عنايت و توفيق عطا فرما صبر بر ظلم فرعون را و ما را مسلمان بميران .
وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا
يعنى هيچگونه ايرادى بر ما ندارى ما كه اولا اطاعت تو را كرديم و همچه سحر عظيمى را بدستور تو نموديم و عيب و نقصان و مخالفتى از ما سر نزده و كارى كه خلاف ميل تو باشد انجام نداديم و با حضرت موسى سابقه نداشتيم و قراردادى نكرده بوديم و مكر و حيله در كار ما نبود
إِلَّا أَنْ آمَنَّا