و اين مواعظ و نصايح و اين انذار و تبشير
إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
داستانهاى سابقين و قصههاى دراويش و رومانهاى پيشينيان مثل داستان رستم و حسينكرد و ليلى و مجنون و شيرين و فرهاد و كشمكش پرى و جن و ديو و بشر مثل كتاب هزار داستان و فردوسى و امثال و اشباه اينها كه براى سرگرمى جهال و عوام نوشته شده ولى باز هم اين مزخرفات ، امروزه براى سرگرمى سينما ، تماشاخانه ، تفريحگاهها قمارخانه ، رقاصخانه ، شرب مسكرات رواج بسزايى دارد و كفار دستگاه دين را هم در قطار اين امور آورده خذلهم اللَّه جميعا و هدانا بنور معرفته .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 26 ]
وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ ( 26 )
و اين كفار نهى ميكردند و جلوگيرى مينمودند از پيغمبر و آنها را دور ميكردند از آن حضرت و هلاك نميكردند مگر نفوس خود را و درك نميكردند هلاك خود را .
مفسرين عامه اين آيه را اين نحو تفسير كردند كه مراد از اين آيه مثل حضرت ابى طالب عليه السّلام است كه جلوگيرى ميكرد كه كفار قريش به آن حضرت اذيت و آزار نرسانند و مردم را از آن حضرت دور ميكرد كه آسيبى به آن حضرت وارد نشود ولى خودش ايمان نياورد و بكفر از دنيا رفت و خود را به هلاكت انداخت و نمىفهميد و بعضى جماعتى از بنى هاشم را گفتند كه اين نحوه بودند نه خصوص ابى طالب تنها و امروز مطلق عامه حضرت ابى طالب و عبد المطلب و هاشم و ساير اجداد نبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و پدر بزرگوارش را كافر و مشرك ميدانند و اين تفسير غلط صرف است و مخالف با ظاهر بلكه صريح آيه است چنانچه بيان خواهد شد و حضرت ابى طالب ايمان به آن حضرت داشت و ائمه ( ع ) كه احد ثقلين هستند و داراى مقام عصمت و طهارت هستند در اخبار و ادعيه و زيارات اجماع دارند كه اين اخبار بحدّ تواتر رسيده كه