نميكند ، شامّه بوى خوش را استشمام نميكند . همين نحو حواس روح از كار ميافتد و آفت آنها عناد و عصبيت و ساير اخلاق رذيله : كبر ، حسد ، بغضاء و اعمال سيّئه ، فسق و فجور و فحشاء و منكرات است . چشم روح نمىبيند ، گوش او نميشنود زبان او اقرار و اعتراف نميكند ، شامّه بوى عطر ايمان و اعمال نيك و گند كفر و اعمال زشت را استشمام نميكند ، لامسه خشونت ظلم و ايذاء و لينيت عدل و احسان را نمىفهمد و احساس نميكند .
مطلب سوم - اگرچه اين امور در تحت اختيار عبد است لكن عقوبت دنيوى آنها است كه در اثر معاصى و طغيان اسباب و وسائل معصيت بر آنها بيشتر فراهم مىشود و خداوند به آنها مهلت ميدهد تا هر قدر بتوانند ازدياد در معصيت كنند و اين معناى خذلان است چنانچه مثوبة دنيوى اهل ايمان و اعمال صالحه اينست كه بيشتر اسباب هدايت و عبادت بر آنها فراهم مىشود كه بدرجات عالىتر نائل شوند و اين معناى توفيق است و از اين جهه استناد فعل به خداوند صحيح است ، پس از طىّ اين مطالب شروع ميكنيم در تفسير :
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ
من تبعيضيه يعنى تمام كفار و مشركين اين نحو نيستند چه بسيار از آنها قابل هدايت هستند و چشم و گوش آنها باز است لكن بعض آنها كسانى هستند كه به گوش ظاهر استماع ميكنند فرمايشات درربار شما را و لكن قلوب آنها از عناد و عصبيت و كبر و نحو اينها پر است كه اطراف قلب آنها را گرفتهايم كه اثر در آنها نميكند
وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً
نسبت جعل به خداوند بمناسبت اينست كه هيچ امرى در عالم واقع نميشود تا قضاى الهى و مشيت او اقتضاء نكند و لو افعال اختيارى حتى المعاصى و منافى با اختيار و صحت عقوبت نيست در دعاء كميل ميخوانى
( اجريت علىّ حكما اتّبعت فيه هوى نفسى و لم احترس فيه من تزيين عدوّى فغرّنى بما اهوى و اسعده على ذلك القضاء الدعاء )