را خدايان محققا من مىبينم تو را و قوم تو را در گمراهى آشكارا .
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ
كلمه اذ متعلق بفعل مقدر است مثل اذكر يا ذكّر و امثال اينها و ابراهيم دومين پيغمبر اولو العزم است كه ناسخ شريعت سابقه و آورنده شريعت جديد كه اولين آنها نوح بوده ناسخ شريعت آدم و سومين آنها موسى در خصوص بنى اسرائيل و قبطيان و چهارمين آنها عيسى عليهم السّلام ، و اما در بنى اسماعيل شريعت ابراهيم باقى بود تا زمان پنجمين آنها حضرت محمد ابن عبد اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ابراهيم عليه السّلام در زمان نمرود بوده كه در لسان عجم بكيومرس نام دارد و اولين پادشاهان بوده ( سر پادشاهان كيومرس بود ) و دعوى خدايى هم كرد و بجنگ خداى ابراهيم هم رفت بتوسط كركسها و تير به طرف خدا هم انداخت و ماهى را خداوند هدف تير او قرار داد و خونآلود برگشت و از مزخرفات عجيبه بعض مجسمه از طوايف اهل تسنن اينست كه تير نمرود اصابت كرد بران خدا و مجروح شد و روز قيامت تخت خدا را نصب ميكنند و خدا بر آن تخت روى كرسى مىنشيند براى محاكمه حسين بن على ( ع ) ميآيد و شكايت از ظلم يزيد مىكند ، خدا ران خود را باز مىكند و نشان ميدهد كه از تير نمرود هنوز مجروح است و بحسين ( ع ) ميگويد من نمرود را عفو كردم تو هم يزيد را عفو كن و تماما ميروند بهشت و مباحثه ابراهيم با نمرود در سوره بقره جلد دوم گذشت در ذيل آيه شريفه
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ
الاية آيه 26 .
لِأَبِيهِ آزَرَ
در موضوع آزر اختلاف شديدى است بسيار از مفسرين عامه او را پدر ابراهيم ميدانند و ميگويند مانعى ندارد پدر انبياء مشرك باشند حتى پدر بزرگوار پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حضرت عبد اللَّه عليه السّلام را مشرك ميدانند ، و بعضى گفتند جدّ ابراهيم بوده ، و بعضى عمّ آن حضرت دانسته چنانچه عقيده قاطبه اماميه است و از ضروريات مذهب اماميه اينست كه آباء انبياء و ائمه طاهرين از آدم به پائين تمام