نرود چنانچه اقامه دين حفظ دين است .
وَ اتَّقُوهُ
تقوى تارة باتيان بواجبات است كه در تركش عقوبت است و تارة به ترك محرمات كه در فعلش عقوبت است
وَ هُوَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
مكرر تفسير شده است .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 73 ]
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ يَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ( 73 )
و او است خداوندى كه خلق و ايجاد فرمود آسمانها و زمين را به حق و روزى كه ميفرمايد باش پس موجود مىشود كلام او حق است و مخصوص به او است سلطنت و مالكيت روزى كه دميده مىشود در صور عالم بغيب و شهود است و او است حكيم خبير
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ
دو موضوع است در علم حكمت از مسلميات كه بر حسب ظاهر تناقض نما است يكى آنكه گفتند افعال اللَّه معلّل باغراض نيست و ديگر گفتند افعال اللَّه تابع مصالح و حكم است لكن مراد از اينكه معلل باغراض نيست يعنى نفعى بر خداوند ندارد و غرض انتفاع از خلقت ندارد چون غنىّ بالذات است و خردلى احتياج بمخلوقات ندارد نه از خلقت عالم چيزى بر او زياد مىشود و نه از ترك آن چيزى كاسته مىشود ، و مراد از اينكه تابع حكم و مصالح است يعنى فعل قبيح و لغو از او صادر نميشود تمام افعالش عين صلاح و مطابق با حكمت است براى رساندن نفع است ببندگان .
من نكردم خلق تا سودى كنم * بلكه تا بر بندگان جودى كنم
و اينست مراد از كلمه بالحقّ كه خلقت آسمانها و زمين لغو و بيهوده و عبث و گزاف