ناقص باشد تحقّق پذير نيست ، مثلا ايجاد بايد موجد بكسر تام الفاعليّة باشد تا بتواند ايجاد كند . و موجد بفتح تام القابليّة باشد تا بشود موجود شود .
و لذا گفتهاند كه قدرت حق تعلّق بمحالات عقليّه مثل اجتماع ضدّين و مثلين و اجتماع نقضين و ارتفاع آنها تعلّق نميگيرد نه از جهت نقصان در قدرت و فاعليّت حضرت حق بلكه از جهت نقصان در طرف قابليّت ، چون اين امور قابليّت وجود ندارند و تحقّق پذير نيستند .
وجود مقدّس حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در جهت فاعليّت در امر هدايت نقصانى ندارد تام الفاعليّة است ابدا كوتاهى در تبليغ و ارشاد و بيان و اقامه معجزه نفرموده بلكه كافر عنود و شقىّ بد سير و فاسق لجوج قابليّت هدايت ندارند نقصان از اين طرف است ، پيغمبر بايد وظيفه خود را انجام دهد كه عذرى بر احدى نماند هر كس قابليّت هدايت دارد هدايت مىشود و هر كه ندارد نميشود و اين جمله به عين مثل آيه شريفه
إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ
سوره آيه
وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
خداوند هر كس را كه ميداند قابل هدايت است تمام اسباب هدايت را تكوينا و تشريعا براى او فراهم ميفرمايد از توفيق و تأييد ، و تعبير به
مَنْ يَشاءُ
هر كه را بخواهد براى اينست كه مشيّت حق تعلّق بمورد غير قابل نميگيرد و اگر مورد قابل باشد البتّه مورد تعلّق مشيّت است .
وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ
ماء موصوله شرطيّه يعنى هر چه انفاق كنيد از انفاقات خيريّه از واجبات و مستحبّات نفع آن در دنيا و آخرت راجع به خود شما است . نه بر خداوند فائده بخش است زيرا غنىّ بالذات است و نه بر پيغمبر و امام و ساير دعات الى اللَّه زيرا اجر آنها بر خداوند است دائر مدار اين نيست كه شما بپذيريد يا نه و نه بر ساير مردم ، زيرا هر كس اجر عمل خود را ميبرد .
وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ
ماء نافيه است لذا جزم نميدهد يا در مقام