تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
لكن اين توهّم فاسد است زيرا اين جمله عطف است بر الّذى كه موصول است و مدخول كاف است و خود يك مثل مستقل است كانّه ميفرمايد كه من و اذى در صدقه مثل انفاق ريايى است و مثل عمل غير مؤمن به خدا و قيامت است ، همين نحوى كه مرائى و غير مؤمن عمل و انفاق آنها باطل و بىاثر است ، انفاق مقرون بمنّ و اذى هم باطل است نه اينكه هر مرائى غير مؤمن باشد .
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ
اين مثل براى سه طايفه است : معطى صدقه مقرونه بالمنّ و الاذى ، مرائى در انفاق ، كافر به خدا و روز جزاء . صفوان عبارت از سنك صلب است كه زير خاك باشد و زارع و برزگر در آن خاك بزر افشانى كند باميد ثمره .
فَأَصابَهُ وابِلٌ
وابل باران تنديست كه سيل خيز است كه آن خاك و بزر در آن خاك را بشويد و از بين ببرد و اثرى از آنها باقى نگذارد .
فَتَرَكَهُ صَلْداً
صلد سنگ شسته كه هيچ غبارى بر او نباشد فقط بعد از باران سنگ شسته شده بجا مانده . منّ و اذى و رياء و كفر مثل همان باران تند است كه صدقه و انفاق و عمل را به كلى نابود مىكند .
لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا
كه اين سه طايفه : معطى صدقه ، منفق مرائى ، كافر . قدرت بر نفعى و استفاده‌اى از علم خود ندارند چنانچه برزگر هم قدرت برگشت خود ندارد چون تمام نابود صرف مىشود .
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ
مراد كفّارى هستند كه قابل هدايت نباشند و الّا چه بسيار از كفار كه هدايت شدند و بشرف اسلام مشرف گشتند و ممكن است مراد جميع كفار باشند يعنى مادامى كه عنوان كفر بر او صادق است هدايت نيافته اگر از تحت اين عنوان خارج شود و معنون بعنوان اسلام و ايمان شد مورد هدايت خواهد شد .