و ممكن نيست تقرّب بمنهى عنه ، و يك قسم معاملات است مثل بيع و صلح و امثال اينها اگر نهى تعلّق بذات معامله گرفته مثل لا تبع ما ليس عندك مقتضى فساد است و استفاده شرطية و مانعية از او ميكنيم .
و اگر نهى بواسطه امر خارجى باشد مثل لا تبع وقت النداء كه براى اقامه جمعه و ترك اشتغال بمنافيات آنست اين و لو حرام و معصيت است لكن موجب بطلان نيست يعنى معامله صحيح است و ظاهرا صدقات مندوبه از اين قبيل باشد زيرا منهى عنه من و اذى است و صدقه مشتمله بر من و اذى نفس صدقه حرام نيست كه باطل و فاسد باشد تا بتوانيم بگوئيم اصلا فقير مالك نميشود و معطى حق رجوع دارد و از ملكش خارج نميشود ، پس بطلان در اينجا بمعنى نفى ثواب آن است يعنى ثواب و اجر ندارد .
بلى اگر نهى بذات صدقه تعلق بگيرد موجب فساد است مثل صدقه از مال حرام ، سرقت ، زنا ، ربا و امثال اينها كه فقير مالك نميشود و بايد آن را رد كند و همين نكته را از تشبيه و تمثيل در آيه استفاده ميتوان نمود .
كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ
كه مرائى فاسق و عاصيست و رياء در كليه اعمال كه به صورت عبادت جلوه ميدهد و اظهار مىكند كه براى خداى است و قربة الى اللَّه است حرام است بلكه شرك خفى نام ميگذارند بلكه از شرك جلى بدتر است زيرا علاوه بر شرك نفاق هم هست ، و آيات و اخبار در حرمت آن بسيار است و از براى ريا اقساميست كه در عروة الوثقى مذكور است قريب ده قسم كه اكثر آن موجب بطلان عبادت مىشود .
وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
بعضى توهّم كردند كه از اين جمله استفاده مىشود كه مرائى ايمان به خدا و روز جزا ندارد و اشكال كردند كه چه بسيار از مؤمنين عمل ريايى از آنها صادر مىشود .