تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
لكن اين اختلافات در تعيين مورد و شأن نزول است مربوط بتفسير نيست و ما از اين اختلافات چيزى كه موجب اطمينان باشد بدست نياورديم زيرا كلمات مفسّرين كه اعتبار ندارد اخبار هم نوعا ضعيف است بلكه در بعض آنها تناقض و تنافى در صدر و ذيل آن پيدا مىشود . بلى حديث مفصّلى در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه مختصر مفاد آن اينست كه آصف بن برخيا وصى حضرت سليمان مدتى در بنى اسرائيل بود پس از آن مدتى غائب شد باز ظاهر گرديد و مدتى بين آنها بود سپس با آنها وداع كرد و گفت ديگر ملاقات نزد صراط و بخت النصر بر بنى اسرائيل مسلط شد و رجال آنها را كشت و اطفال را اسير كرد و از ابرار چهار نفر را براى خود انتخاب كرد كه از آن جمله دانيال باشد و نود سال دانيال نزد بخت النصر بود بخت النصر ديد بنى اسرائيل بدانيال نظر دارند او را در چاه انداخت و شيرى هم در آن چاه انداخت كه او را به درد لكن شير متعرض او نشد و خداوند بتوسط يك نبى از انبياء بنى اسرائيل براى او طعام و آب ميآورد تا شبى بخت النصر خواب ديد ملائكه بسيار در آن چاه نزول ميكنند و بدانيال بشارت فرج ميدهند بخت النصر از كرده خود پشيمان شد او را بيرون آورد و امور مملكت را به او محول كرد و امر قضاوت را به او واگذار نمود تا زمانى كه دانيال از دنيا رفت و جانشين خود عزير را معين كرد و عزير هم مدتى از ميان بنى اسرائيل غائب شد و صد سال طول كشيد كه شرح آن را در آيه متعرض ميشويم باز برگشت و تا زمانى كه رحلت نمود ديگر انبياء بعد از آن نتوانستند ميان بنى اسرائيل بمانند از كثرت فساد و طغيان و كفر و شرك كه در آنها پيدا شد و اين فساد در تزائد بود تا زمانى كه حضرت يحيى به دنيا آمد تا آخر حديث . و از اين حديث استفاده مىشود كه اين قضايا مدتهاى مديد قبل از يحيى بوده تقريبا حدود چهار صد سال مربوط به خون يحيى نيست رجوع بتفسير كنيم .