تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
است از بدن ، نمرود گمانش اين بود كه احياء آدم زنده كه محكوم بقتل است او را نكشند ، و اماته اينست كه غير محكوم بقتل او را بكشند لذا اين عمل را انجام داد و در جواب ابراهيم ( قال انا احيى و اميت ) غافل از اينكه احياء و اماته بدن بىروحى را روح دهند و با روحى را روحش را بدون اسباب اخذ كنند ، و چون اين كلام از نمرود جاهلانه بود و كاشف از بىشعورى و بىادراكى او بود حضرت ابراهيم عليه السّلام دليل ديگرى روشن تر و واضح‌تر بر او اقامه فرمود : (
قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ
) چون حركت زمين حركت وضعى او كه دور خود ميچرخد خورشيد از طرف مشرق ظاهر مىشود ، و اگر نمرود قدرت دارى زمين را برگردان تا خورشيد از طرف مغرب ظاهر گردد .

[ اشكال ]

نمرود را ميرسيد كه همين تقاضا را از ابراهيم عليه السّلام كند كه خداى تو شمس را از مغرب ظاهر نمايد .

[ جواب ]

اولا نمرود مدرسه نرفته بود و شعور و ادراك اين مناقشات را نداشت . و ثانيا اگر تقاضا ميكرد خداوند از باب معجزه بدست ابراهيم قادر بود بر آن و رسوايى نمرود بر همه ظاهر و هويدا ميشد ، نمرود ترسيد كه اگر بگويد و ابراهيم عليه السّلام عملى نمايد ديگر براى او چيزى نميماند ، چنانچه خداوند بر يوشع بن نون عليه السّلام و بر حضرت امير عليه السّلام خورشيد را برگردانيد . و ثالثا نمرود را از بيان ابراهيم يقين حاصل شد لكن زير بار نرفت و لذا در مقام كشتن خداى ابراهيم برآمد و آن تخت و كركس‌ها را به طرف بالا برد و تير