به وصف ديگر مثل انقلاب خمر بخلّ و انقلاب ايمان بكفر و جهل بعلم بخلاف استحاله كه تغيير جنس است بجنس ديگر مثل كلب بملح يا نوع بنوع ديگر مثل كرم بپشه ، و اين انقلاب ايمان است بكفر چنانچه گذشت كه مفاد اخبار معتبره است و اين آيه راجع بمنافقين نيست زيرا آنها انقلابى نداشتند ، اصلا ايمان نداشتند تا منقلب شوند فقط نفاق خود را ظاهر كردند .
بلكه راجع بكسانيست كه در زمان نبىّ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ايمان آوردند و پس از رحلت آن حضرت باغواى منافقين و دسيسههاى آنها از وصىّ آن حضرت رو برگردانيدند يا به طرف آنها رفتند يا تقاعد از نصرت وصىّ نمودند يا از خوف آنها ساكت شدند يا در شبهه افتادند و لو يك خلجان قلبى مثل عمار .
وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ
بدانند همين نحوى كه ايمان آنها نفعى براى خدا نداشت بلكه براى خود آنها نفع داشت (
قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ )
حجرات آيه 17 .
همين نحو ارتداد و انقلاب آنها هم
فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً
هيچ گونه ضررى بر خدا ندارد فقط باعث خلود آنها مىشود در عذاب ابدى و به خود ضرر ميزنند كه در ضلالت ميافتند و ديگران را اضلال ميكنند كه همين انقلاب چه اندازه مليونها را بضلالت انداخت و باعث حسرت و ندامت شما مىشود آن موقعى كه شاكرين و صابرين و كسانى كه ثابت قدم بودند خداوند جزاء آنها را مرحمت ميفرمايد .
وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ
مثل سلمان و ابا ذر و مقداد و حذيفه و عمار و من يحذوا حذوهم از طبقات مؤمنين ثابت قدم .