تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
سابقه و اينها پنج نفرند : نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ، محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و عليهم السلام ، و حضرت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم خاتم انبياء و رسل است . و اين جمله دلالت ندارد بر اينكه حضرت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فقط داراى رسالت باشد بلكه مراد از نفى غير رسالت توقعاتيست كه از پيغمبران داشتند كه بايد از ملائكه باشند يا جميع خواهشهاى آنها را انجام دهند مثل
وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلًا أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا
سوره بنى اسرائيل آيه 89 - 92 ، و آيات ديگر كه در قرآن مسطور است
قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ
خلت بمعنى مضت يعنى گذشتند و رفتند از جلو او پيغمبرانى ، اشاره به اينكه استبعاد ميكنيد كه يك نفر از افراد بشر رسول باشد از جانب خداوند ، از اين نمره بسيار بودند كه مبعوث برسالت شدند و اداء رسالت نمودند و رفتند ، يا بموت طبيعى از دنيا رفتند يا آنها را كشتند . چنانچه در مورد ديگر ميفرمايد از قول رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ
احقاف آيه 9 بدعا يعنى بىسابقه نيستم ، رسل بسيارى پيش از من بودند
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ
موت رحلت طبيعى است و قتل بر خلاف طبيعت است ، موت را نسبت به خود ميت داده و بفعل معلوم آورده چنانچه مىگويى ( مات زيد ) كه ( زيد ) فاعل است . و قتل را نسبت به غير داده و مقتول نائب فاعل است و فعل را مجهول بيان كرده ، و ترديد نه براى شك است بلكه براى تعميم است كه رحلت از دنيا دو قسم است چه باسباب طبيعى و چه باسباب خارجى غير طبيعى .
انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
انقلاب تغيير حالت است به حالت ديگر يا وصف است