جزاى اوفى به آنها عطاء ميفرمايد كه مفاد
وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ
است و نكته ديگر تكرار اين جمله در اين آيه و آيه قبل اينست كه ، در آيه قبل راجع بثبات ايمان است و عدم ارتداد و در اين آيه راجع باعمال و عبادات است كه از جمله آنها جهاد است كه مورد آيه است ، و دواعى ديگرى هم هست براى قصد امتثال مثل تحصيل رضاى الهى ، قرب بمقام ربوبى و غير اينها تا برسد بفرمايش على عليه السّلام كه در پيشگاه احديت عرض مىكند
( الهى ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا من جنتك بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك ) .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 146 ]
وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ( 146 )
و چه بسيار از انبياء بودند كه بمعيت او جماعت بسيارى مقاتله ميكردند با كفار پس سستى نكردند بواسطه آنچه به آنها اصابة نمود از قتل و جراحت در راه خدا و ترويج دين و ضعف در خود راه ندادند و كوتاهى در امر جهاد نشان ندادند و خداوند دوست ميدارد بردباران را .
و كايّن اصل آن اىّ بوده براى استفهام مثل
أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها
نمل آيه 39 ، داخل شده بر او كاف كاى مثل كذا و كأنّ ، و الحاق نون براى كثرت است يعنى چه بسيار بمعنى كم در آيه
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ
الاية سوره بقره آيه 249 .
مِنْ نَبِيٍّ
مراد از نبى در اينجا رسول است چون اطلاق بر رسول مىشود بقرينه جملات بعد .