امتحان آنها است ، و بسا بيك فعل نسبت بيك بنده هزارها بندهگان امتحان ميشوند مثلا يك نفر را خداوند غنى مىكند خودش و عيالش و اولادش و خويشاوندانش و دوستانش و دشمنانش و همسايگانش و ساير اغنياء و فقراء امتحان ميشوند .
أَمْ حَسِبْتُمْ
حسبان بمعنى گمان است شامل يقين و ظنّ مىشود .
أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ
خطاب بمؤمنين است يعنى مجرد اظهار ايمان و اقرار بشهادتين باعث دخول جنّة نميشود فقط احكام ظاهريه اسلام بر آنها بار مىشود از طهارت بدن و حفظ جان و مال و حلّيت ذبيحه و جواز ازدواج و توارث و امثال اينها و اما آثار اخروى دخول بهشت ، نجات از عذاب ، نيل بسعادت و غير اينها مربوط به باطن و عقيده قلبى و رسوخ ايمان و ثبات قدم است .
وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ
بر خداوند چيزى مجهول نيست تا پس از امتحان معلوم گردد ، اگر چه ظاهر اين جمله لو خلّى و طبعه قطع نظر از قرائن داخليه و خارجيه عقليه و لفظيه ، حاليه و مقاليه اقتضاء اين معنى دارد ، لكن چون بدليل عقل و شرع كتاب و اخبار ثابت و محقق است كه علم الهى ذاتيست و عين ذات است و نقص در مبدء نيست و محل حوادث و تغييرات و حالات مختلفه نميباشد و اين جزو قرائن متصله است نميگذارد ظهورى منعقد شود تا احتياج بدليل خارجى داشته باشيم تا بگوئيم خلاف ظاهر مراد است مثل
اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
سوره يونس آيه 3 ،
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
مائده آيه 64 ،
وَ جاءَ رَبُّكَ
الفجر آيه 22 ،
يُحِبُّ التَّوَّابِينَ
بقره آيه 222 ،
عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ
سوره آيه ، و امثال اينها از آيات و اخبار كه قرينه عقليه دارد كه خداوند جسم نيست ، دست ندارد ، بر جايى قرار نميگيرد ، آمد و رفت ندارد ، محبت و عداوت و بغض و امثال اينها در او راه ندارد .
حتى صفاتى كه از براى او ثابت شده مثل عالم ، قادر ، حىّ ، مريد ، مدرك ،