تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
الارض الى عنان السماء . و مراد هم سعه نيست كه اندازه‌گيرى شده باشد كه سعه بهشت به مقدار سعه آسمانها و زمين باشد نه كمتر و نه زيادتر بلكه كنايه از بزرگى بهشت است مثل اينكه ميفرمايد
إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ
توبه آيه 81 ، معنى اين نيست كه اگر هفتاد و يك مرتبه باشد ميآمرزد ، كنايه از كثرت است هر چه استغفار كنى نميآمرزد بهشت هم هر چه تصوّر كنى بزرگى آن را بزرگتر است . و اشكال به اينكه پس از آسمانها و زمين كجاست كه بهشت باشد بسيار واهى است زيرا فضاى وسيع عالم بيش از اين تصوّرات و تخيّلات است ، حتى بعضى توهّم غير متناهى كردند اگر چه آن هم غلط است چون كه ممكن نميشود غير متناهى باشد و در قرآن ميفرمايد
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
و مسلّما عرش الهى اعظم از كرسى است زيرا مثل كرسى مثل منبر و صندليست و مثل عرش مثل تخت است كه كرسى بر تخت گذارده شود و سلاطين و بزرگان از اساتيد بر او جلوس نمايند . و ممكن است بهشت كره‌اى باشد كه اعظم از مجموع كرات جوّيه باشد در زير عرش چنانچه وسعت جهنم هم بمقداريست كه هر چه خطاب شود به او ( هل امتلئت و تقول هل من مزيد ) سوره ق آيه 29 . و به نحوى باشد كه اهل بهشت اهل اهل جهنم را مىبينند و بالعكس و با هم تكلّم ميكنند چنانچه مضمون آيات قرآنى است . و صفحه زمين كه عبارت از صفحه محشر است هم طرف آن دو واقع مىشود و معبر اهل بهشت از روى جهنم است كه صراط است و اللَّه العالم .
أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
تقوى از صفات نفسانيه است كه تعبير بتقوى القلوب شده و نظير بسيارى از صفات نفسانيه مقول بتشكيك و ذى مراتب است الى ما شاء اللَّه كه ادنى مراتب او تقواى از عقائد فاسده است كه مرادف با ايمان است ، و اعلى