او روا نيست بلكه عنوان صفت و موصوف هم غلط است
( و كمال توحيده نفى الصفات عنه لشهادة كل صفة انها غير الموصوف و شهادة كل موصوف انّه غير الصفة فمن وصفه فقد قرنه و من قرنه فقد جزأه الى آخر الخطبة )
از امير المؤمنين عليه السّلام است .
و بالجملة كلمه حىّ دال بر جميع صفات ذاتيه و كلمه قيّوم دال بر صفات فعليه و اين جمله دال بر صفات سلبيه كه عبارت از صفات كماليه و جماليه و جلاليه است و ذكر اين دو بخصوص ( سنة و نوم ) بمناسبت اينست كه اينها از اسباب غفلت و فطور و سستى در عمل است و منافى با قيّوميت است و تعبير باخذ يعنى اينها عارض نميشوند و خداوند مقهور اين عوارض نيست چون مورث عجز هستند و سلب قدرت ميكنند و قادر متعال منزّه و مبرّا است از عجز و ناتوانى .
و بالجملة وجه تقديم سنة بر نوم اينست كه متعارف است بگويى خداوند هيچ تغييرى در ساحت قدسش روا نيست نه كوچك نه بزرگ و فطورى در او نيست نه ضعيف نه قوى و غفلت عارض وى نميشود نه جزئى نه كلى .
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
اين جمله دلالت دارد بر توحيد افعالى بواسطه تقديم كلمه له كه احدى مالك شيئى نيست و تمام آنچه در آسمانها و زمين است ملك طلق الهيست چون تمام مخلوق و مصنوع او هستند و خالق و صانع و موجد و محدث و بارع آنها ذات مقدس او است و بس و اين ملكيتهاى ظاهرى تمام جعليّت بجعل حق و اموريست اعتباريه كه قائم بيد معتبر است و معتبر خداوند است ولى ملكيت حقّه حقيقيّة مختص به او است .
و گذشت كه مراد از سماوات عوالم بالا است كه تمام اين كرات جويّه و منظومههاى شمسيّه يكى از آنها است و فوق آنها عوالمى است كه جز ذات اقدسش و كسانى كه به آنها افاضه علم فرموده خبرى از آنها ندارند و موجودات در اين عوالم چيست از عالم مجردات و ماديات و اصناف ملائكه و جن و انس و حيوانات و نباتات