علم است : سميع ، بصير ، مدرك ، مريد ، حكيم و خبير .
وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ
كلمه
بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ
نكره در سياق نفى است افاده عموم مىكند دلالت مىكند بر اينكه ممكن از اشرف ممكنات تا اخسّ آنها همين نحوى كه در وجود محتاج بموجد هستند در جميع كمالات كه اشرف آنها علم است هم محتاج بمفيض على الاطلاق هستند كه به آنها افاضه فرمايد هر كسى را به مقدار قابليت و ظرفيّت و لياقت و استعداد .
و افاضه علم تارة بدون اسباب ظاهريه است مثل علوم ملائكه و انبياء و ائمه عليهم السلام ، يا بواسطه ملك و وحى يا بدون واسطه و از اين قبيل است الهامات الهيه كه بقلوب علماء صلحاء مؤمنين مىشود كه
( العلم يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء )
و تارة باسباب ظاهريه مثل علومى كه از انبياء و ائمه ببيانات شافيه و آيات قرآنيه و اخبار بامّت و ملّت و رعيت رسيده چه راجع بعلوم دينيه يا دنيويه كه محتاج به زحمت تحصيل و سؤال از علماء و دانشمندان است و مثل علوم هندسيه كه آنها هم محتاج به تحصيل است از اساتيد ، و يك قسم علوم طبيعيه است كه خداوند در طبيعت انسان و حيوانات بلكه در نباتات و جمادات بلكه در جميع ذرّات عالم قرار داده هر يك را به مقدار محدودى و بالجمله تماما مستند بافاضه او است و در كلمه
إِلَّا بِما شاءَ
مندرج است . و علم كه اشرف صفات است اين است پس ساير صفات و كمالات هم بطريق اولى ممكن از خود ندارد محتاج بعنايت او است .
بلى صفات نقص و عيب از احتياج و فقر و صفات رذيله و اعمال سيّئة از خود عبد است چون سر تا پا نقص است
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ
نساء آيه 81 .
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
كرسى در لغت چيزى است كه سلاطين و اعاظم بر آن جلوس ميكنند و استعارة از هر امر خطيريست كه شخص آن را حائز باشد