و اما مقام سوم در تفسير
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ
گذشت در اول سوره حمد كه اللَّه اسم است از براى ذات مقدّس حق كه مستجمع جميع كمالات و منزّه و مبرّاى از جميع عيوب و نواقص است و اين اسم شريف بتنهايى دلالت مىكند بر جميع اسماء صفات و كلمه شريفه
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
كلمه توحيد و كلمه اخلاص و كلمه طيّبه و اعلاء از جميع اذكار شريفه و از براى او ( سه دلالت است مطابقى ، التزامى ، اقتضايى و دال بر جميع عقائد حقّه و اصول اسلامى است و تفصيل آن را در مجلّد اول صفحه 173 تا 175 متذكر شديم بلكه در اينجا تقديم كلمه اللَّه دلالت بر انحصار اين شئون مذكوره در آيه شريفه بذات مقدّس حق مىكند كه غير او لايق و داراى شيئى از اين شئون نيست بلكه كلمه هو كه از اسماء ذات است دلالت بر مقام غيب الغيوبى حضرت حق مىكند .
و امّا كلمه الحىّ دلالت دارد بر انحصار حيات حقيقية بذات اقدسش كه بالذات حى است و اشاره بمقام واجب الوجودى حضرتش دارد كه غير از او سرتاسر موجودات ممكن الوجودند ( و الممكن فى حد ذاته ان يكون ليس و له من علته ان يكون ايس )
سيه رويى ز ممكن در دو عالم * نشد هرگز جدا و اللَّه اعلم
( الا انّ كل شيء ما خلا اللَّه باطل ) پس حيات ممكنات حيات ظلّى است يعنى حيات نما است و تابع ذى ظلّ است و حقيقة چيزى نيست .
از حكيم الهى پرسيدند در معنى اين كلمه ( كان اللَّه و لم يكن معه شيء ) جواب داد ( الآن كما كان )
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
قصص آيه 88 .
و امّا كلمه القيّوم ذات مقدّسش قائم بالذات است كه اشاره بمقام بقاء و ثبات كه فناء و نيستى در او راه ندارد كه معنى كلمه حق است و گذشت در شرح اسماء اللَّه كه تمامى اسامى ، اسامى صفات است جز سه اسم ( اللَّه هو حق ) و اين