تورات دارد كه حرام است و از زمان اسرائيل و انبياء بعد از او تا زمان موسى هم حرام بوده .
و خداوند اين دعوى يهود را تكذيب فرموده كه همچه حكمى در تورات نيست و بر بنى اسرائيل چه قبل از نزول تورات و چه بعد از آن حلال بوده فقط بر شخص يعقوب حرام بوده كه بر خود حرام كرد چون موجب حدوث مرض يا شدّت مرض بر او ميشد يا به نذر بر خود حرام كرده بود يا بوحى الهى ، و البته مريض يا غير مريض اگر چيزى بر او مورث حدوث مرض يا شدّت مرض شود حرام است مربوط به ديگران نيست و يهود چون ميدانستند صدق فرمايش آن حضرت را كه در تورات همچه حكمى نيست لذا از آوردن تورات و قرائت آن امتناع كردند و اين يك حجّت بارزى شد بر يهود و معلوم شد كه اين حكم از مفتريات و مستحدثات آنها بوده ، فعلا در ترجمه الفاظ آيه شريفه بپردازيم .
كُلُّ الطَّعامِ
كل از ادات عموم است و طعام ما يطعم به است يعنى هر چه خرد نيست كه طبيعت انسان به آن ميل دارد و از طعم آن لذّت ميبرد ، و الف و لام الطعام جنس است و خود افاده عموم مىكند لكن از روى اطلاق ولى چون مدخول كل واقع شده دلالت بر عموم از روى وضع است و احتياج بمقدمات حكمت كه براى اطلاق ذكر ميكنند ندارد .
كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ
حلال در مقابل حرام است و شامل واجب و مستحبّ و مباح و مكروه مىشود و بنى اسرائيل اولاد يعقوب هستند كه دوازده قبيله بودند از دوازده پسران يعقوب .
إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِهِ
الّا استثناء منقطع است چون خود اسرائيل از بنى اسرائيل نبود و على نفسه دلالت دارد بر اينكه اين حكم از مختصات اسرائيل بوده و قبل از اسرائيل مثل اسحاق و ابراهيم و نوح و ساير انبياء قبل و امتهاى