تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
و ناصر و معينى براى آنها نيست . مسئله فدى در جهاد با كفار است كه مسلمين موقعى كه اسير از كفار ميگيرند و ميآورند حكم غلام و كنيز دارند و بين مجاهدين قسمت ميكنند و جزو غنائم هستند مگر آنكه خود آن كفار فدى دهند يعنى چيزى طبق نظر رئيس مسلمين تقديم كنند يا يكى از بستگان آنها فدى دهند و آزاد شود و آيه شريفه در مقام اينست كه موضوع فدى مختص به اين دنيا است در آخرت فدى قبول نميشود و از عذاب براى او نجاتى نيست لذا ميفرمايد
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا
و اين شامل جميع كفار از مشركين و اهل كتاب و نواصب و خوارج و غلات و مرتدين و كسانى كه در حكم كفار هستند از مخالفين و معاندين و جميع فرق ضالّه حتى غير اثنى عشريه از فرق شيعه مىشود
وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ
به همان عقيده باطله از دنيا رفتند و توبه نكردند و بشرف اسلام مشرف نشدند .
فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ
كلمه عام است شامل جميع مىشود بدون استثناء
مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَباً
قضيه فرضيه است آن هم فرض محال و الّا كسى كه از اين دنيا رفت به قدر فلسى مالكيت ندارد
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ
انعام آيه 94 ، بعلاوه در دنيا هم محال است كسى به قدر ملاء الارض طلا داشته باشد بلكه طلا به اين مقدار محال است وجود پيدا كند پس اين آيه تقدير فى تقدير فى تقدير كلها محال .
وَ لَوِ افْتَدى بِهِ
از كلمه لن كه براى نفى تأبيد است و كلمه لو كه امتناعيه است استفاده مىشود كه اگر بر فرض محال همچه فدايى باشد هرگز مورد قبول واقع نميشود بلكه چيزى كه در قيمت سبب نجات مىشود ايمان و عمل صالح است و تقواى از معاصى .
أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
لام اختصاص است كه عذاب دردناك اختصاص به اينها