دعوت كنند بشرك و بگويند بمردم كه عبادت ما انبياء را بكنيد و ترك عبادت خدا را نمائيد و اولين دستگاه شرك و بت پرستى چنانچه گذشت اين بود كه صورت انبياء را برميداشتند و آنها را عبادت ميكردند و واسطه ميدانستند تا رفته رفته خدا را فراموش نمودند و در اطوار و ازمنه مذاهب سخيفه راجع بانبياء و اولياء و غير اينها اتّخاذ نمودند ، بعضى گفتند خدا در جسد انبياء و غير اينها حلول كرده حتى در قطب و مرشد ، و بعضى گفتند دستگاه خلقت و رزق به آنها واگذار شده كه اغلب شعراء و دراويش و صوفيه اين مسلك را اتخاذ كردهاند ، و بعضى گفتند چون انبياء و اولياء واسطه فيض هستند از خدا ميگيرند و بخلق ميدهند نظير علل طوليه لذا بايد آنها را عبادت كرد .
و اينها غافل هستند كه فرق است بين علت فاعلى و علت غايى خداوند علت فاعلى است فعّال ما يشاء
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ
سورة الذاريات آيه 58
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ
سوره حجر آيه 86 و غير اينها از آيات .
و اينها علت غايى هستند يعنى خداوند بطفيل وجود اينها و يمن اينها افاضه ميفرمايد كلمه ما كان در مقام انشاء و حكم تكليفى نيست كه نبايد انبياء چنين بگويند بلكه در مقام اخبار است كه هرگز انبياء چنين نميگويند .
و كلمه عباد جمع است افاده عبوديت و پرستش مىكند بخلاف عبيد كه جمع است كه بمعنى عبد باشد ، و مىشود كسى عبد غير خدا باشد مثل عبيد و موالى اما نميشود عبادت غير خدا كند .
و كلمه
مِنْ دُونِ اللَّهِ
معنايش اين نيست كه خدا را عبادت نكنيد بلكه غير خدا را هم عبادت كنيد كه مفاد شرك است .
وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ
يعنى و لكن الانبياء يقولون كونوا ربانيين . و از براى ربّانيين در لغت معانى ذكر كردند : كاملين در علم و عبادت ، راسخين در علم ، معلّم ،