تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
است و اشاره به اينكه نصاراى نجران مكابره و لجاج مينمودند .
فَقُلْ تَعالَوْا
خطاب بپيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه آنها را دعوت نما تعالوا جمع تعال بمعنى پيش آمدن است يعنى بيائيد .
نَدْعُ أَبْناءَنا
يعنى طرفين ما دعوت ميكنيم پسران خود را
وَ أَبْناءَكُمْ
شما هم دعوت كنيد پسران خود را و كلمه ندع متكلم مع الغير يعنى ما و شما
وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ
زنهاى ما و زنهاى شما ، و از مناسبت حكم و موضوع و تعيين مورد استفاده مىشود كه مراد عزيزترين ابناء و عزيزترين نساء است .
وَ أَنْفُسَنا
شرحش گذشت و انفسكم هر كس كه بمنزله جان شما است كه علاقه به او بيشتر داشته باشيد .
ثُمَّ نَبْتَهِلْ
پس از اجتماع طرفين مباهله ميكنيم
فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
مراد از لعنة نه مجرد دورى از رحمت است بلكه نزول عذاب است كه حق ظاهر شود و باطل از بين برود .

[ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 62 ]

إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 62 ) بتحقيق آنچه از قضاياى عيسى و غير آن نازل فرموديم اخبار و احاديث مطابق با واقع و حقيقت است و احدى مقام الوهيّت ندارد جز ذات مقدّس اللَّه و محققا خداوند هر آينه او غالب و داناى بجميع حكم و حكمفرما است . انّ هذا اشاره بآيات قبل است كه در مورد زكريّا و يحيى و مادر مريم و مريم و عيسى عليهم السلام نازل فرمود .
لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ
قصص جمع قصّه است و قصه نقل و حكايت پيشينيان است و آن سه قسم است : يك قسمت رومان مانند است مثل قصه رستم و حسين گرد