را برد براى مباهله ، بلكه استفاده مىشود كه صديقه طاهره عليه السّلام عديل مقام نبوت و ولايت و امامت و عصمت بوده كه در صف نبوت حضرت رسالت و سه نفر امام بزرگوار قرار گرفته و تمام شئون نبوت و امامت را دارا بوده جز عنوان نبوت و امامت زيرا رجوليت شرط نبى و امام است چنان كه مريم عليه السّلام با اينكه داراى عصمت بود و ملائكه بر او نازل ميشدند و مورد وحى الهى واقع شد نبى نبود فقط از جهت انوثيت و اين استفاده از اين آيه است و قطع نظر از آياتى كه در شئون فاطمه عليها السّلام و از اخبارى كه در فضائل او داريم و در مقام خود مبين شده .
( مقام چهارم )
كلمه انفسنا است مسلما مراد خود پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نيست چون او داعى است يعنى دعوت كننده و البته بايد مدعوّ ( دعوت شده ) غير او باشد و مسلما آن غير از ابناء و نساء نيست زيرا در مقابل آنها ذكر شده بايد از رجال باشد آن هم هر رجلى نميشود بايد مساس با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم داشته باشد كه صدق انفسنا بكند و مساس با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مراتبى دارد ، يك مرتبه ادنى مسلم و مؤمن باشد سپس از قريش و هكذا از بنى هاشم و هكذا تا برسد بمرتبه اعلا كه در جميع شئونات از اخلاق و اعمال و مراتب ايمان و عصمت و علم و فضيلت و سائر شئون نبوى شبيه به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم باشد حتى اگر بضرورت دين و نصّ آيات و تواتر اخبار ثابت نشده بود كه مقام نبوت و رسالت اختصاص به خود آن حضرت دارد و غير او نبىّ و رسول تا قيامت نيست ميگفتيم كه بايد داراى اين مقام هم باشد ، و بالجمله غير از مرتبه عليا سائر مراتب اطلاق انفسنا بر آنها مىشود لكن من جهة و اما از سائر جهات غيرنا بر او صادق است .
و مقتضاى اطلاق انفسنا دلالت دارد بر اينكه من جميع الجهات مشابه باشد جز جهتى كه ممكن نيست مماثل او پيدا شود مثل نبوت و رسالت .