آنى كه آمد تو را علم بحقيقة امر او ببيانات آيات متقدمه و از تو قبول نكردند پس بگو بيائيد تا دعوت كنيم پسران ما را و پسران شما را و زنهاى ما و زنهاى شما و كسانى كه بمنزله نفس ما و نفس شما باشند پس مباهله ميكنيم در حق يك ديگر و قرار ميدهيم لعنة خدا را بر دروغگويان .
كلام در اين آيه در چند مقام وارد مىشود :
( مقام اول )
در شأن نزول اين آيه و مقدّمه متذكر ميشويم كه اين آيه در مورد قضيّه شخصيه لسان عموم ندارد كه بتوان گفت مورد مخصص نيست چنانچه در اغلب آيات گفتهئيم بلكه تعدّى از مورد معنى ندارد و مسلم تمام مفسرين و مفاد اخبار متواتره بين الفريقين در قضيه نصاراى نجران است كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آنها را دعوت فرمود بدين اسلام يا اداء جزيه يا جنگ و آنها يك عدّه از بزرگان خود را فرستادند مدينه براى كشف حقانيت اسلام و ميان آنها سه نفر از كشيشان بزرگ آنها بودند بنام عاقب و اهتم و سيّد و پس از مذاكرات با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و بيانات آن سرور و اقامه معجزات بر حسب دستور اين آيه حضرت آنها را دعوت بمباهله نمود و از براى مباهله با آنها فقط انتخاب فرمود على و فاطمه و حسنين عليهم السلام را و آنها چون در باطن حقانيت آن حضرت را درك كردند از مباهله ترسيدند و خواهش ترك آن را كردند و قبول جزيه نمودند .
و در غاية المراد 19 حديث از طرق عامه و 15 حديث از طرق خاصه مفصلا نقل فرموده در باب سوم و چهارم از صد باب از اخبار كه در فضائل امير المؤمنين و ساير اهل بيت عليهم السلام رسيده صفحه 300 - 306 ، و اين مباهله بنا بر بعض اخبار در روز 24 يا 25 ذيقعده واقع شده .