افعال الهى احتياج بمقدمات ندارد همين كه مصلحت در ايجاد شيئى باشد ايجاد ميفرمايد و بايجاد او موجود مىشود و همين است معنى آيه شريفه
إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
آل عمران آيه 47 .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 60 ]
الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ( 60 )
حق از پروردگار تو است پس نباش از مرددين .
حق بمعنى ثابت غير قابل زوال است و از اين جهت يكى از اسامى الهى است اشاره بمقام واجب الوجودى است و لفظ حقيقة هم از همين معنى است و مطالبى كه مطابق با واقع است اطلاق حق بر او مىشود مقابل باطل كه بر خلاف واقع است ، و الف و لام الحق از براى جنس است و مفاد اين جمله اينست كه آنچه از جانب خدا است مطابق با واقع است در مقابل آنچه از غير او است باطل و بر خلاف واقع است
فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ
در مجمع و جماعتى از مفسرين نظر بمقام مقدس نبوى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين خطاب را متوجه به آن حضرت ندانستهاند و لذا تعبير كردهاند بايها السامع لكن خلاف ظاهر آيه است و مفاد فلا تكن اينست كه جاى شك و ترديد نيست ، و جمله اول بمنزله علت است يعنى چون آنچه از پروردگار است حق است و جاى شك و ترديد نيست .
و اين نحوه خطابات در قرآن بسيار است مثل
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
زمر آيه 65 ، و مثل
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ
الى قوله تعالى
فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ
انعام آيه 52 ،
وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
انعام آيه 151 ، و امثال اينها تماما از باب ( اياك اعنى و اسمعى يا جارة ) و منافى با مقام