و لذا در بسيارى از آيات خداوند مقاله كفار را كه زير بار انبياء نميرفتند نقل ميفرمايد كه چرا ملائكه را نفرستاد و اينها دروغ نسبت به خدا ميدهند و خدا كسى را نفرستاده و امثال اين عبارات كه كاشف از اينست كه معتقد به خدا بودند ، و ردّ طبيعت را بايد از راه ادلّه عقليّه نمود .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 50 ]
وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ( 50 )
و حال آنكه تصديق ميكنم آنچه قبل از من نازل شد از تورات موسى و بعض آنچه در شريعت موسى و شرايع سابقه بر شما حرام شده بود من آمدهام كه براى شما حلال گردانم و آمدهام با حجّة و بيان كه ديگر راه عذرى بر شما باقى نماند پس از خدا بترسيد و از مخالفت او بپرهيزيد و اطاعت مرا بكنيد .
وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ
وَ مُصَدِّقاً
حال است از براى فاعل
أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ
و معناى تصديق قبول قول غير است از روى دليل و برهان و قطع يعنى اعتراف و اذعان دارم به اينكه او صادق و مصدّق است و
لِما بَيْنَ يَدَيَّ
مقابل خلف است يعنى قبل از من و پيش از من .
مِنَ التَّوْراةِ
يعنى تصديق دارم كه تورات كتاب آسمانى است و از جانب حق است بر حضرت موسى عليه السّلام نازل شده و لازمه تصديق بتورات تصديق بنبوّت موسى و جميع آنچه در تورات است از انبياء سلف از آدم تا موسى و بشارتهايى كه در تورات است از آمدن پيغمبر ختمى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اوصياء او عليهم السلام و احكامى كه در او هست و ساير آنچه تورات مشتمل بر آن است .