و نفخ فعل من است لكن طير شدن و پرواز فعل خدا است و از قدرت بشر خارج است چنانچه و ابرء الاكمه و الأبرص هم از اين قبيل است كه دست كشيدن عيسى بر چشم يا موضع برص فعل عيسى لكن بصير شدن و شفا پيدا كردن فعل الهى است و اين دو معجزه هم از باب اين بوده كه اطباء بزرگ در آن زمان بودند و معالجات محيّر العقول مىكردند خداوند اين معجزات را بدست او عنايت فرمود .
وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ
حكماء زبردست كه امراض سخت را كه مشرف بر هلاكت بود معالجه مىكردند ولى از مرده زنده كردن عاجز بودند چنانچه در زمان موسى عليه السّلام سحره بسيار بودند معجزه موسى عصا و يد بيضاء بود و در زمان پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فصاحت و بلاغت بسيار رواج داشت معجزه قرآن بود .
و ممكن است كه تنوّع در معجزات انبياء حكمت ديگرى داشته باشد و آن اين است كه اگر تمام انبياء يك نوع معجزه داشتند توهّم ميشد كه اين يك نوع صنعتى است كه اينها از يك ديگر اخذ كرده باشند .
وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ
از اين جمله هم ميتوان گفت و استفاده نمود كه در زمان عيسى عليه السّلام كهنه و جادوگران و منجّمين بسيار بودند كه خبر از مغيبات ميدادند و لكن باجمال و امّا بخصوصيّات ممكن نيست خبر دهند و حضرت عيسى عليه السّلام چون به تمام خصوصيّات خبر ميداد معلوم مىشود كه جز بطريقه وحى ممكن نيست .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ
يعنى در آنچه بيان شد از معجزات باهرات آيه و دليل و برهان است بر رسالت رسول و صدق دعواى او
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
اگر ايمان به خدا داريد و افعال الهى را با افعال بشرى تميز ميدهيد و جزو طبيعيّين كه منكر خدا باشند و تمام افعال را مستند بطبيعت ميدانند نيستيد زيرا تا اعتقاد بوجود خدا نباشد اثبات اينكه رسول از جانب او است نميشود