نيست . اوّل فعل قابليّت وجود داشته باشد پس مثل محالات كه بالذات قابليّت وجود ندارند زيرا اگر قابليّت داشته باشد ممكن الوجود مىشود از فرض محال خارج مىشود و همچنين فعل قبيح و لغو و ظلم نيز قابليّت وجود ندارد زيرا محال است از خداوند صادر شود ثانى بايد مصلحت در وجود فعل بمعنى اسم مصدرى كه عبارت از ما حصل فعل مصدرى است و بعبارت ديگر در وجود شيئى باشد تا فعل بمعنى مصدرى كه عبارت از ايجاد باشد صلاح باشد و باصطلاح حكماء كه تعبير از ايجاد بوجود منبسط ميكنند و باصطلاح اخبار تعبير بمشيّت ميكنند كه گفتند
( خلقت الاشياء بالمشيّة و خلقت المشيّة بنفسها )
يعنى ( خلقت الموجودات بالايجاد و خلقت الايجاد بنفسه ) يعنى ايجاد ايجاد ديگرى لازم ندارد چون علم بمصلحت فعل كه عبارت از حكمت باشد و علم بصلاح در ايجاد كه عبارت از اراده باشد ، سوم نفس ايجاد كه فعل به معناى مصدرى باشد .
و بعبارت ساده اگر فعل قابليّت وجود داشته باشد و داراى مصلحت باشد و صلاح در ايجادش باشد خداوند ايجاد ميفرمايد و بايجاد او موجود مىشود .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 48 ]
وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ ( 48 )
و خداوند تعليم ميفرمايد عيسى را كتاب و حكمت و تورية و انجيل و او را رسول قرار ميدهد بر بنى اسرائيل .
وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ
بعض مفسّرين گفتند مراد از كتاب علم كتابت است و بعضى گفتند مراد كتب انبياء سلف است قبل از موسى عليه السّلام مثل صحف آدم ، شيث ، نوح ، ابراهيم عليه السّلام و اين دو تفسير قطع نظر از اينكه تفسير برأى است خلاف ظاهر آيه است زيرا اطلاق كتاب بر كتابة خلاف ظاهر است و بر صحف انبياء اطلاق مفرد خلاف