بلكه جميع موجودات دو نحوه بيش نبوده يا خلقت تكوينى مثل آدم و حوّا و ملائكه و بسيارى از موجودات يا خلقت توليدى مثل اولاد آدم و بسيارى از حيوانات و نباتات ، اگر اين ولد تكوينا خلق شود مساسى بمريم ندارد و اگر توليدى باشد شرطش تماس با بشر است لذا گفت :
وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ
خداوند خواست بمريم بنمايد كه اين ولد هم تكوينى است و هم توليدى ، تكوينى از جهت عدم مسّ بشر و توليدى از جهت خروج از رحم لذا فرمود :
كذلك كه كاف كذلك خطاب بمريم است لذا بكسره است يعنى اين نحوه از تو بدون مسّ بشر .
اللَّهُ
خداوند قادر متعال
يَخْلُقُ ما يَشاءُ
هر نحوى كه مشيّة بالغة او اقتضاء كند و اراده حتميّهاش قرار گيرد خلق ميفرمايد .
و از كلمه كذلك ممكن است استفاده كنيم كه اين نحو خلقت از خصيصه مريم است نه قبل از آن سابقه داشته و نه بعد از آن تا قيامت وقوع پيدا مىكند كه پس از مريم زنى نتواند بگويد من هم مثل مريم بدون شوهر و مسّ بشرى فرزند آوردم بلى ممكن است زن جذب نطفه كند در رحم يا باسباب معموله امروزه در حيوانات يا بوسائل ديگر و بچه بزايد لكن بدون نطفه نر ممكن نيست .
إِذا قَضى أَمْراً
گذشت كه لفظ
قَضى
در قرآن در موارد زيادى استعمال در معانى مختلفه شده لكن در اينجا بمعنى اراده است يعنى اذا اراد امرا و مراد از امر بمعنى فعل است يعنى زمانى كه ارادة فعلى كند .
فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
كلمه انما از ادات حصر است يعنى هيچ اسبابى و معدّاتى و مقدّماتى و وسائلى احتياج ندارد حتّى به گفتن كلمه
كُنْ
، و اين جمله كنايه از ايجاد است چنانچه سابقا متذكّر شديم كه در افعال الهى سه چيز بيش