بغيب و تفسير برأى است زيرا معلوم نيست كه اين كلمه عربى باشد بلكه مثل يعقوب و يوسف و امثال اينها است و در زبان و لغت آنها چه معنايى ميبخشد
مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ
ظاهرا مراد از ( كلمة ) حضرت عيسى عليه السّلام است بدليل قوله تعالى در چند آيه بعد
إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ
و اطلاق كلمة بر انبياء و اوصياء بسيار داريم و در حقّ ائمّه طاهرين عليهم السلام
نحن كلمات اللَّه النامات
چون كلمه دلالت بر معنى دارد و مثل حضرت مسيح دلالت بر قدرت و عظمت و علم الهى دارد .
و تصديق حضرت يحيى نبوت و رسالت مسيح را دليل بارزى است بر حقّانيّت عيسى نظر به اينكه بنى اسرائيل در مورد عيسى كلمات ناروايى ميگفتند و لكن حضرت يحيى نظر به آن زهد و عبادت و بكاء او را مقبول القول ميدانستند ، و در اخبار ائمّه عليهم السلام كه در بحار مجلّد پنجم در باب زكريّا و يحيى دارد كه حضرت يحيى شش ماه بزرگتر از عيسى بود و در بعض اخبار سه سال .
وَ سَيِّداً
سيّد مقابل عبد است و از اين جهت اطلاق بر خداوند مىشود ( يا سيّدى و مولاى ) دعاى كميل ، و بر انبياء و ائمّه عليه السّلام و علماء و ذرارى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هر كدام بيك عنايتى مىشود در زيارت ابا عبد اللَّه عليه السّلام در اذن دخول دارد
( انا عبدك و ابن عبدك المقرّ بالرقّ و التارك للخلاف عليكم )
و حضرت يحيى مقام سيادت داشت حتّى بر انبياء عليه السّلام .
وَ حَصُوراً
حصور بمعنى اعراض از ازدواج است و اين كلمه باعث گفتگو شده بين مفسّرين كه ازدواج امرى است مرغوب و ممدوح و تركش بسيار مذموم است لكن در شريعت اسلامى نظر به اينكه رهبانيّت ممنوع شده
( لا رهبانيّة فى الاسلام )
و لكن در شرايع سابقه رهبانيّت بوده و آيه شريفه
وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها