فانّ المال مقسوم قد قسّم عادل بينكم و سيفى لكم
و غير اينها و اين با كلمه
بِغَيْرِ حِسابٍ
منافات دارد بلكه برهان عقل هم قائم است كه ممكن و مخلوق محدود است و غير متناهى نيست .
( جواب )
مفاد كلمه
بِغَيْرِ حِسابٍ
اين نيست كه غير محدود و غير متناهى باشد بلكه مفادش فرق بين عدل و تفضّل است زيرا عدل بمعنى اعطاء كلّ ذي حقّ حقّه است و معنى تفضّل فوق حق است مثل
إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ
است و معنى حق هم اين نيست كه كسى از خدا روزى طلبكار باشد بلكه مقتضاى عنايت الهى است كه هر صاحب حياتى را به مقدار مقتضى روزى بخشد كه بقاء حياتش منوط به او است و تفضّل ما زاد بر اين است در محل قابل تفضّل و لو باسباب غير عادى باشد ، و اللَّه العالم .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 38 ]
هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ ( 38 )
در اين موقع زكريّا خواند پروردگار خود را گفت پروردگار من بخشش فرما براى من ذريّه پاكى محقّقا تو اجابت كننده دعائى
هُنالِكَ
در اصل ظرف مكان است و سه قسم است : هنا و هناك و هنالك هنا از براى قريب ، و هناك متوسّط ، و هنالك بعيد . لكن در اين مقام بمعنى حال است اشاره به اينكه چون مقام مريم را مشاهده كرد كه بدعاء مادرش خداوند همچه دخترى به او عنايت فرمود كه مائده سماوى بر او ميآيد بر خلاف عادت و از آن طرف ديد عيال خودش عقيم است و خودش هم بسنّ كهولت رسيده و لكن خداوند