تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
و امّا آنچه عرفاء و حكماء در مراتب محبّت اعلى مراتب آن را عشق گرفتند غلط صرف است زيرا عشق از شئون جنون و ديوانگى است و بر ضدّ عقل است چنانچه خود آنها عشق را مقابل عقل ميشمارند و ميگويند عشق همچه گفت و عقل همچه و با هم معارضه دارند و از اين جهت در لسان اخبار با اينكه ائمّه اطهار عليهم السّلام در اعلى مراتب حبّ الهى هستند يك خبر نداريم كه اينها در مقام مناجات و اظهار خشوع ، خضوع لفظ عشق داشته باشد و خود را عاشق خدا معرّفى كرده باشند و خدا را معشوق خود بدانند بلى يك خبر مجعول عرفاء است و آثار كذب از او ظاهر است كه خدا فرمود ( من عشقنى فقد عشقته ) نكته ديگر اطاعت خداوند و امتثال اوامر او منحصر است باطاعت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمّه طاهرين عليهم السلام و دعات الى اللَّه ( من اطاعكم فقد اطاع اللَّه ) زيارت جامعه و امّا مستقلات عقليّه اگر چه كاشف از حكم الهى است بقاعده ملازمه كه ( كلّما حكم به العقل حكم به الشرع و بالعكس ) و عقل را رسول باطنى ميدانند چنانچه رسول را عقل خارج ميگويند لكن اوامر الهى كه بر طبق حكم عقل است ارشاديست اعمال مولويّت در او نشده از اين جهت ميفرمايد
فَاتَّبِعُونِي
و البتّه متابعت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در اطاعت او است و اطاعت كسانى كه امر فرموده باطاعت آنها از ائمّه عليهم السلام و علماء و والدين و زوج و موالى و امثال اينها .
يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
بالاترين مثوبت و اجر در دنيا و آخرت همين است كه بنده ناچيز محبوب خدا باشد زيرا خداوند از هيچ نعمت و تفضّلى از او دريغ نخواهد فرمود و در هيچگونه بلائى و عذابى او را نخواهد انداخت و معنى محبّت خدا همين است يعنى معامله مىكند با او معامله محبّت نه اينكه محبّت قلبى باشد زيرا خداوند محلّ حوادث نيست و محلّ عوارض نميشود چنانچه عداوت و بغض و غضب و رحمت و امثال اينها هم بمعنى ترتّب آثار آنها است .