و از براى اداء دين بسيار مفيد است چنانچه در مجمع از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه بمعاذ بن جبل فرمود
قل
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ
الى قوله
بِغَيْرِ حِسابٍ
يا رحمن الدنيا و الاخرة و رحيمهما تعطى منهما ما تشاء و تمنع منهما ما تشاء اقض عنى دينى ، فان كان عليك ملأ الارض دينا لاداه اللَّه عنك
و امّا تفسير آيه قل خطاب بنبىّ اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است و دستور الهى است كه هر مؤمنى بايد بگويد و معتقد باشد
اللَّهُمَّ
بجاى « يا اللَّه » است .
مالِكَ الْمُلْكِ
ملكيّت عبارت از اضافه شيئى است به شخص و از مقوله جده است بمعنى واجديّت و از امور اعتباريّه است كه در عالم اعتبار وجود پيدا مىكند نه امر انتزاعى كه ما بازاء نداشته باشد فقط منشأ انتزاع داشته باشد مثل ابوّت و بنوّت و فوقيّت و تحتيّت چنانچه بعضى توهّم كردهاند .
و اين ملكيّت دو قسم است : يك قسم ملكيّت حقّه حقيقيّة ذاتيّه كه مختصّ به خدا است چون خالق و موجد تمام موجودات امكانيّه است .
و يك قسم جعليّه كه منوط است بجعل من بيده الاعتبار و در شرع من بيده الاعتبار فقط ذات مقدّس ربوبى است و بس اگر چه در نظر عرف سلطان يا رئيس قوم را بيده الاعتبار ميدانند حتّى رئيس دزدان كه اشياء مسروقه را بين آنها تقسيم مىكند .
و مراد از
الْمُلْكِ
اسم مصدر عبارت از جميع ممكنات از عالم مجرّدات و ماديّات از عقل اوّل تا هيولاى صرفه .
و ملكيّت جعليّه تابع جعل جاعل است تارة مطلقه كليّه است مثل ملكيّة محمّد و آل صلّى اللَّه عليه و آله الطاهرين كه مالك دنيا و آخرت هستند چنانچه بر طبق آن اخبار بسيار وارد شده ، يا مقيّده جزئيّه مثل ملكيّت اشخاص نسبت بمملوكات خود طبق جعل شرع .
اشكال - چگونه مىشود يك شيئى مثل فلان خانه مملوك زيد باشد بملكيّت