تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
اسلام را ميگرفتند و غير اينها از حكم و مصالحى كه لا يعلمها الّا اللَّه و الراسخون فى العلم

[ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 8 ]

رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ ( 8 ) پروردگار ما قلوب ما را منصرف از حق مفرما بعد از آنكه ما را به حق هدايت فرمودى و رحمت خود را بما عنايت فرما محقّق است كه تو بسيار افاضه رحمت مىفرمايى
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا
دعاء راسخين در علم است پس از اقرار به اينكه تماما از جانب خداوند است طلب ميكنند كه ما را بر اين عقيده ثابت قدم فرما و اين عقيده را از ما سلب مفرما ، زيرا در علم حكمت مبرهن است كه همين نحوى كه ممكن در وجود محتاج بواجب است و معلول محتاج بعلّت است در بقاء هم محتاج است و علّت مبقيه عين علّت موجده است بلكه بنا بر مشرب تحقيق از قول به حركت جوهريّه آنكه بقاء عبارت از افاضه وجود است در آن لاحق و ممكن آن به آن در خلع و لبس است وجود آن اول معدوم مىشود و وجود ثانوى در آن ثانى افاضه مىشود و چون وجودات متّصل است تعبير ببقاء مىشود و الّا در حقيقت افاضات متكثّره و ايجادات دائميّه و وجودات متعدّده است ( اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها ) . و همين نحو كه ممكن در بقاء وجود محتاج است كه آن به آن به او افاضه شود در جميع صفات و كمالات و ايمان و عقائد و هر چه كه دارد و به او افاضه شده از حيات و صحّت و سلامتى و غنى و ثروت و توفيق و غير اينها محتاج است كه آن به آن به او افاضه شود و آنى مستغنى نخواهد شد
سيه رويى ز ممكن در دو عالم * نشد هرگز جدا و اللَّه اعلم
و مراد از سيه رويى احتياج است پس به زبان قال و به زبان حال دائما بايد بگويد
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
و بگويد
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا
.