به اللَّه و آنها را عالم بتأويل قرآن ميدانند و كلام عامّه مخدوش است از وجوهى وجه اول - آنكه قول به اينكه قرآن كلّ آن از جانب خدا است اختصاص براسخين بعلم ندارد بلكه هر مسلمانى قائل به اين قول هست و غير مسلمان هم تمام قرآن را تكذيب مىكند و تقديم مبتداء بر جمله فعليّه ظهور در اختصاص دارد يعنى غير راسخ در علم قرآن را بتمامه از جانب خدا نميداند پس محكمات آن را نسبت به خدا ميدهد .
دوم - اين جمله در مقام ردّ كسانيست كه تأويل متشابه ميكنند و البته كسى كه تأويل متشابه مىكند قائل است به اينكه متشابه از جانب خدا است و الّا مطلب فاسد خود را نميتواند بتأويل ثابت كند .
سوم - مناسبت حكم و موضوع يعنى تعبير برسوخ در علم مقتضى اينست كه راسخ در علم چيزى را ميداند كه غير راسخ نميداند و اين نيست مگر علم بتأويل و كسانى كه پيش خود تأويل ميكنند چون راسخ در علم نيستند علم بتأويل ندارند پس بنا بر اين قول مفسّرين خاصّه حقّ است و مستفاد از ظاهر آيه همين است ، بعلاوه اخبار بسيارى كه از ائمّه عليهم السّلام رسيده مثل حديث مروى از كافى از حضرت باقر عليه السّلام يا حضرت صادق عليه السّلام فرمود در تفسير اين جمله
( فرسول اللَّه افضل الراسخين فى العلم قد علّمه اللَّه عزّ و جلّ جميع ما أنزل عليه من التنزيل و التأويل و ما كان اللَّه لينزل عليه شيئا لم يعلّمه تأويله و الاوصياء من بعده يعلمونه الخبر ) .
و نيز از كافى از محمد بن سالم از حضرت باقر عليه السّلام در آخر حديث ميفرمايد
و الراسخون فى العلم امير المؤمنين و الأئمة عليهم السلام .
و نيز از ابى بصير از حضرت صادق عليه السّلام فرمود
( نحن الراسخون فى العلم و نحن نعلم تأويله )
و غير اينها از اخبار .
و راسخ بمعنى ثابت ، و كلمه العلم الف و لام جنس و افاده عموم مىكند ،
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: السيد عبد الحسين الطيب
ص١١٣