و از براى جسم سه صورت است : صورت شخصيّه ، نوعيّه و جنسيّه : صورت شخصيّه كه مادّه بدون صورت قابل تحقّق نيست ( الشّيء ما لم يتشخّص لم يوجد ) و نوعيّه كه بمنزله فصل مميّز است براى نوع كه مركّب از جنس و فصل است و فرق بين جنس و فصل با مادّه و صورت بلا شرط و به شرط لا است نميتوان گفت المادّة صورة و بالعكس ولى ميتوان گفت الحيوان ناطق و الناطق حيوان .
و صورت جنسيّه كه مميّز مادّيات است از مجرّدات و ساير اجناس و صورت بدون مادّه تحقّق پذير است مثل عالم مثال و صور برزخيّه و مثل افلاطونيّه .
و گاهى اطلاق مىشود بر اشكال عارضه بر اجسام از طول و قصر و زيبا و زشت و الوان و ساير عوارض شخصيّه و به اين معنى از عوارض مقابل جواهر است .
و گاهى اطلاق مىشود بر صور معقوله علميّه و صور ذهنيّه كه تعبير بتصور ميكنند و صور خياليّه كه در حسّ مشترك بتوسّط حواسّ ظاهره درك مىكند باصره ، سامعه ، ذائقه ، شامّه ، لامسه .
مقام دوم
ارحام جمع رحيم ( بفتح راء و كسر حاء ) از ماده رحم و از براى او اطلاقاتى است :
1 - اطلاق بر اقارب نسبى مثل اخوه و اخوات و اعمام و عمّات و اخوال و خالات .
و اولاد آنها بلكه آباء و امّهات و اجداد و جدّات و بنين و بنات و ذرارى و اسباط .
2 - آنچه در شكم مادران است كه محل انعقاد نطفه مرد و خلط با نطفه زن مىشود و مبدء نشو آدمى است ، و رحم با مشيمه فرق دارد مشيمه آن جلد و غشائيست كه بچّه در اوست ، و شايد مراد از ظلمات ثلاث در آيه شريفه
يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُماتٍ ثَلاثٍ
سوره مريم آيه 8 ، بطن و رحم و مشيمه باشد 3 - رقّت قلب و تأثّر از واردات بر افراد نوع كه مورث تلطّف و محبّت و عنايت شود و بمناسبت اين معنى اطلاق بر خداوند رحيم و رحمن مىشود كه مراد همان تلطّف