و مثل
وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ
سوره ص آيه 22 ، يعنى غلبنى . و مثل
أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ
مائده آيه 59 ، يعنى يغلب عليهم الى غير ذلك .
و يا بمعنى عزّت وجود است به اين معنى كه مثل و مانند و عديل و شبيه ندارد و شايد معنى اوّل در اين آيه انسب باشد .
انتقام از نقمت بمعنى اخذ بعقوبت و عذاب است و اصل نقم بمعنى كره كراهة شديدة غاية الاكراه . پس مفاد آيه اينست كه خداوند قادر متعال غالب بر هر چيز قوىّ على الاطلاق ميگيرد كافر معاند را بعقوبت و عذاب سخت .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 5 ]
إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ ( 5 )
محقّقا خداوند محيط به همه موجودات و مخلوقات ارضى و سماوى است و بر او چيزى مستور و پنهان نيست .
إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ
تعبير به اين عبارت براى ابطال مذهب بسيارى از حكماء قديم است كه توهّم كردند خداوند العياذ باللّه علم بجزئيّات ندارد زيرا جزئيّات دائر و زائل است و علم تابع معلوم است و تغيير در ساحت قدس ربوبى روا نيست .
و حاجى سبزوارى در منظومه در باب علم قريب بيست و پنج قول از آنها نقل مىكند بقوله ( و قيل لا علم له بذاته ) ( و قيل لا يعلم معلولاته ) تا آخر اشعارش .
و لكن اين توهّم فاسد است كه علم تابع معلوم باشد ممكن است در ازل علم بوجود شيئى در ابد باشد و علم عين ذات حق است و چون خداوند وجود صرف و صرف الوجود است و غير متناهى ازلا و ابدا و علم هم مرتبه از وجود است و وجود غير متناهى داراى جميع مراتب وجود است و معناى غير متناهى اينست كه حدّى از براى او نيست