تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
عدّة و مدّة و شدّة و اگر كوچكترين شيئى از علم او بيرون باشد محدود و متناهى مىشود و ممكن الوجود ميگردد و احتياج به تحصيل اين علم پيدا مىكند و از واجب الوجودى خارج مىشود تعالى اللَّه عن ذلك علوّا كبيرا ، لذا فرمود ( لا يخفى عليه شيئى ) كه نكره در سياق نفى افاده عموم مىكند آن هم بلسانى كه آبى از تخصيص است عقلا
فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ
تعبير بارض و سماء اشاره بعالم سفلى و علوى است كه جميع عوالم را شامل مىشود از عالم عقول و مجرّدات و عالم نفوس و عالم مثال و عالم ماديّات و فوق جميع عوالم كه علم ذات بذات باشد و غير او هر كه باشد و هر چه باشد علمش محدود است و لو عالم بگذشته و آينده باشد .

[ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 6 ]

هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 6 ) خداوند آن چنان خداوندى است كه شما را در مشيمه مادران بهر صورتى كه اراده و مشيّت او تعلّق بگيرد صورت بندى مىكند نيست خدايى غير از او عزيز و حكيم است .

كلام در اين آيه در چند مقام واقع مىشود :

مقام اول

از براى صورت اطلاقاتى است : گاهى اطلاق مىشود صورت در مقابل ماده كه جزء جسم است و از جواهرات است در مقابل اعراض ، و توضيح آن اينست كه جواهر پنج است : عقل كه مجرّد از مادّه و صورت است ذاتا و فعلا . و نفس كه مجرّد از ماده و صورت است ذاتا لا فعلا . و ماده و صورت و جسم كه مركّب از ماده و صورت است .