فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ
كه مديون باشد امانته كه دين باشد كه در ذمّه او است
وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ
از خدا بترسد و خيانت نكند و حق دائن را ضايع نكند كه فرداى قيامت هم مسئوليّت خدايى دارد هم جنبه حق الناسى و عقوبتش شديد است و انكار دين يا نقصان از اصل ننمايد .
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ
اين جمله راجع به آيه سابقه است در قسمت گرفتن شاهد كه بعد از تحمّل شهادت كتمان شهادت نكند كه يكى از گناهان كبيره است مگر آنكه معذور باشد شرعا يا اداء شهادت بر او ضررى متوجّه شود يا خصوصيّات شهادت را فراموش كرده باشد .
وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ
و تعبير به آثم قلبه با اينكه خود كتمان كننده آثم است ، بواسطه اينست كه معاصى دو قسم است يك قسم معاصى فعليّه مثل زنا و شرب خمر و نحو اينها ، و يك قسم معاصى تركيّه مثل ترك صلوة و زكات و ساير واجبات ، و اثم فعل المعصيت است و در معاصى تركيّه فعلى از عاصى صادر نشده در ظاهر بلكه فعل قلبى است كه عزم و بناى بر مخالفت باشد ، و بعبارت اخرى افعال قلبيّه است و كتمان شهادت از اين باب است .
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ
چه عمل خوارجى باشد و چه عمل قلبى عليم در مجمع از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نقل كرده فرمود
لا ينقضى كلام شاهد زور من بين يدى الحاكم حتّى يتبوأ مقعده من النار و كذلك من كتم الشهادة .
و در اين آيه شريفه از جمله
فَإِنْ أَمِنَ
استفاده مىشود كه تمام دستورات اين آيات شريفه از كتابت و شهادت و رهانت اوامر ارشادى است و راه احتياط است براى حفظ دين و وجوب شرعى ندارد و امر مولوى نيست .