بكتابت و شهادت نيست بلكه طريق ديگرى هم هست كه اگر دست شما از آن دو طريق كوتاه باشد باز هم طريق دارند لذا ميفرمايد
فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ
و رهن در لغت بمعنى گرو است و از اين جهت گروبندى را مراهنه ميگويند و در شريعت مطهره گروبندى مذموم است يا حرام مگر در اسب دوانى و تير اندازى و شتر سوارى ، در باب مسابقه دارد
لا سبق الّا فى خف او نصل او حافر
و در آيه شريفه
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
مدّثر آيه 38 ، و در حديث در خطبه شعبانيّه كه شيخ صدوق نقل فرموده از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
( ايّها النّاس انّ انفسكم مرهونة باعمالكم )
يعنى جان شما گرو عمل شما است ، و نيز در آيه شريفه
كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ
طور آيه 21 ، و رهن عبارت است از اينكه مديون چيزى از عين المال خود از منقولات مثل طلا و مس و ساير منقولات يا غير منقولات مثل خانه و ملك و دكّان و نحو اينها نزد دائن بنحو وثيقه پيشش گرو بگذارد كه تا اداء دين نكند فك نشود و آن چيز را عين مرهونه ميگويند و مديون را راهن و دائن را مرتهن مينامند .
و رهن يكى از عقود لازمه است احتياج بايجاب از طرف راهن و قبول از طرف مرتهن دارد و شرط صحّت رهن قبض است كه راهن در تصرّف مرتهن در آورد و مرتهن قبض كند و بدون قبض باطل است و هيچكدام از راهن و مرتهن حق تصرف بدون اذن ديگرى در عين مرهونه ندارند و اگر مدّت منقضى شد و اداء دين نشد مرتهن حق دارد عين مرهونه را بفروشد و مطابق دين خود بردارد و بقيّه را براهن ردّ كند و قبض در غير منقول تمليك منافع است بمرتهن به صلح يا اجاره يا نحو ديگر
فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ
يعنى دائن بعضا مديون . يعنى اگر دائن امين دانست مديون را و از او وثيقه ، نوشته و رهن نگرفت البتّه مديون كه او را امين دانستند بايد خيانت نكند و بموقع خود تمام دين را ردّ كند با آن اوصافى كه ذكر شده و مقدار معيّن كه قرار داد شده .