تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى
بيان حكمت اعتبار دو شاهد است در مرأة بجاى يك مرد كه اگر يكى از آنها بعضى از خصوصيّات مورد شهادت را فراموش كند ديگرى او را يادآور شود . و در باب حكمت گفته‌اند كه اطراد شرط نيست بلكه مصلحت جعل حكم بطور كلّى وجود مصلحت در بعض مصاديق است چون نسيان در اغلب زنها بيش از نسيان در رجال است . نكتة - وجه تكرار
إِحْداهُما
با اينكه اگر فرموده بود « فتذكر الاخرى » كافى بود . چيست جواب - كافى نبود زيرا مفاد تفاوت ميكرد ، معنى اين ميشد كه اگر يكى از آنها فراموش كند ديگرى متذكّر باشد و اين مقصود نيست بلكه مراد اينست كه ديگرى او را متذكّر نمايد پس بايد بگويد « فتذكر بالآخرى » و اين هم مجمل ميشد زيرا تاب اين داشت كه مرجع ضمير بايست بشهادت برگردد نه بمرأه ناسيه و غرض اينست كه ذاكرة مذكّره ناسيه باشد و اين بدون تكرار متحقق نميشود .
وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا
از اخبار بسيارى استفاده مىشود كه مراد دعوت براى تحمّل شهادت است كه اگر از او تقاضا كردند كه تحمّل شهادت كند اباء و امتناع نكند ، بنا بر اين نهى تحريمى نيست بلكه تنزيهى است و در لسان اخبار هم تعبير بلا ينبغى كرده‌اند . و امّا اگر دعوت براى اداء شهادت باشد بعد از تحمّل نهى تحريمى است زيرا كتمان شهادت حرام است چنانچه بيايد و اگر مراد اعم از تحمل و اداء باشد نهى هم مطلق است اعمّ از حرمت و كراهت كه مطلق الترك باشد و در بعض اخبار هم تصريح باعمّ شده و اين انسب با اطلاق آيه است و منافى با اخبار سابقه هم نيست زيرا اخبار سابقه در بيان بعض مصاديق است منافى با عموم و اطلاق نيست .