قدرت بر تكلّم يا عسرت تكلّم شود .
فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ
ولىّ سه قسم داريم باختلاف موارد : 1 - اولياء صغير و مجنون و سفيه مثل آب و جد و قيّم و حاكم و منصوب از قبل حاكم و عدول مؤمنين .
2 - وكيل از قبل موكّل كه خود قادر نيست بر املاء .
3 - ورثه نسبت بمورث خود در بعض مواردى كه قدرت ندارد بر املاء ، املال و امضاء و اقرار و اعتراف ، اينها بمنزله املال من عليه الحق است .
وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ
و طلب شهادت كنيد و شاهد بگيريد بر تحقّق مداينه و كتابت و اقرار مديون هر كدام بشود كه اين را بيّنه ميگويند .
و كلمه
مِنْ رِجالِكُمْ
يعنى من رجال المؤمنين پس اعتناء بشهادت غير مؤمن نيست ، و در شاهد مطابق مذهب شيعه عدالت معتبر است كه شهادت عدلين باشد و اين امر هم ارشادى است نه مولوى وجوبى يا مستحبّى براى اينكه اگر مديون انكار دين كرد يا در بعض خصوصيّات از حيث جنس يا مقدار يا وصف اختلاف كردند و احتياج بمرافعه نزد حاكم شد مدّعى بتواند دعواى خود را ثابت كند ببيّنه كه از اخبار مسلّمه اين فرمايش است كه فرمود
( البيّنة على المدّعى و اليمين على من انكر )
و و فرمود
( انّما اقضى بينكم بالبيّنات و الايمان )
و از اين جمله استفاده مىشود كه مجرّد كتابت كافى بر اثبات نيست و فائده كتابت اينست كه طرفين خصوصيّات را فراموش نكنند و اگر فراموش شد بمراجعه بمكتوب متذكّر شوند ، و براى اثبات بيّنه لازم دارد .
فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ
يعنى شهادت يك مرد و دو زن كافى است نه اينكه مشروط باشد بفقدان رجلين . و از اين جمله استفاده مىشود كه شهادت دو نفر زن بجاى شهادت يك مرد است ؛ بنا بر اين شهادت چهار زن مؤمنه عادله هم كافيست ، و از اين دو جمله استفاده مىشود كه شهادت يك عادل كافى نيست اگر چه در اخبار در باب حجيّت خبر ، خبر عادل حجّت باشد و در بعض موضوعات مثل