فَاكْتُبُوهُ
بعضى گفتند امر از براى وجوب است كه مكاتبه واجب است و بعضى گفتند مستحبّ است و بعضى گفتند امر توصليست نه تعبّدى كه شرط صحّت است و بدون مكاتبه باطل است .
و تحقيق اينست كه نه امر تعبّدى است كه واجب يا مندوب باشد و نه توصّلى است كه شرط صحّت باشد بلكه ارشادى است براى اينكه مدّت فراموش نشود يا اختلاف بين متعاملين واقع نشود در طول و قصر مدّت يا مورد انكار مديون نگردد .
وَ لْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ
اين امر هم ارشادى است و كاتب اعمّ از اين است كه بايع باشد يا مشترى يا شخص ثالثى ، و مراد ( بالعدل يعنى مطابق آنچه قرار داد شده از حيث جنس و وصف و مقدار و مدّت مثلا گندم را جو ننويسد كتابت مطابق با واقع در خارج باشد .
وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ
لا يأب ، يعنى باكى نيست و امتناع ندارد كه نويسنده سجلّ بنويسد مطابق دستور الهى همان نحوى كه دستور فرموده كه كه مطابق با واقع و حقيقت باشد كه تعبير بعدل فرموده .
فَلْيَكْتُبْ
يعنى البتّه لازم است بر كاتب كه بنويسد ، بعضى گفتند واجب عينى است بر كاتب كه در مورد تقاضاى دائن بنويسد كه دفع ضرر دائن بشود و بعضى گفتند واجب كفايى است كه در صورتى كه من به الكفاية نباشد واجب عينى مىشود .
و اختلاف ديگرى هم هست كه آيا ميتواند كاتب مطالبه اجرت بر كتابت نمايد يا نه ، بنا بر اختلافى كه دارند در جواز اجرت بر واجب عينى و كفايى ، و حق اين است كه وجوب ارشادى است و اخذ اجرت بر واجبات توصّليّه چه عينى و چه كفايى مانعى ندارد .
وَ لْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ
املال بمعنى املاء است و
عَلَيْهِ الْحَقُّ
مديون است و معنى اينكه مديون اقرار لسانى نمايد و اعتراف بدين كند تا آنكه كاتب اقرار