اجلى و دليل از مدلول اظهر باشد و چيزى از وجود اجلى و اظهر نيست تا بتواند دليل و معرف او باشد و ادله كه بيان شده براى تنبيه غافل است . در آيه شريفه ميفرمايد
أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » و حضرت سيد الشهداء ( ع ) در دعاء عرفه عرض مىكند «
أ يكون لغيرك من الظهور ما ليس لك حتى يكون هو المظهر لك متى غبت حتى تحتاج الى دليل يدل عليك و متى بعدت حتى تكون الآثار هى التي توصل اليك عميت عين لا تراك
» 2 - مسلك حكماء است كه از راه امكان و وجوب ثابت ميكنند كه ممكن الوجود در وجود خود محتاج بموجد است .
3 - مسلك متكلمين است كه از راه حدوث و قدم ثابت ميكنند كه هر حادثى محتاج بمحدث است و محدث نيز اگر حادث باشد باز محتاج بمحدث است تا منتهى بقديم گردد و گرنه دور يا تسلسل لازم آيد .
4 - روش مستفاد از آيات شريفه و اخبار آل اطهار است كه از آثار پى بمؤثر و از مصنوع پى بصانع و از مخلوق پى به خالق بردن است و همه اين روشها در حدّ خود تمام است ولى روش چهارم از جهاتى امتياز دارد :
1 - احتياج به ترتيب مقدمات و استلزام دور و تسلسل و بطلان آن ندارد كه از فهم عموم مردم خارج باشد و تنها خواص درك كنند بلكه هر ذى شعورى درك مىكند كه هيچ اثرى بدون مؤثر و هيچ مصنوعى بدون صانع نميشود 2 - اين روش در عين اينكه صانع و واجب الوجود را اثبات مىكند صفات او را نيز از علم و قدرت و حيات و حكمت و كبريايى و عظمت ثابت مىنمايد ولى آن ادله تنها وجود واجب الوجود را اثبات مىكند .
و بزرگترين و بهترين دليل در مخلوقات كه حكمت خالق را اثبات مىكند
هامش
( 1 ) - سوره ابراهيم آيه 19