يكى است چنانچه حقيقت و مفهوم كلى انسانيت يكى است ، لذا مىگوييم اگر كلمه مثل در آيه زائد باشد كانّ تقدير چنين مىشود « فان كان ايمانهم ايمانكم » و حال آنكه مقصود اينست كه اگر ايمان آنان مانند ايمان شما باشد نه عين ايمان شما ، بنا بر اين كلمه مثل لازم است « و امّا « باء » چون متعلق كلمهء امنو است و نميشود گفت امنت اللَّه و الرسول و ما انزل اللَّه اليه و نحو ذلك بلكه بايد گفت امنت باللَّه و بالرسول و بما انزل اللَّه لذا كلمه باء هم لازم مىباشد .
فَقَدِ اهْتَدَوْا
اين جمله در جواب كلام يهود و نصارى است كه هدايت در ايمان به اين امور است نه يهوديت و نصرانيت .
وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِي شِقاقٍ
يعنى اگر اينان اعراض نموده و به اين امور ايمان نياورده و به همان طريقه باطل باقى ماندند همانا در مقام شقاق و معاندت ميباشند و اصل شقاق بمعنى از سويى رفتن است خلاف سويى كه ديگرى ميرود ، و دوئيت و جدايى و معاندت و مخالفت و خصومت و منازعه و امثال اينها از لوازم اين معنى است .
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ
اين جمله وعده نصرت بنبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است و اين يكى از معجزات باهرات قرآن است كه با وجود قلّت عدد مسلمين و كمى مال و قدرت جنگى آنها و كثرت مشركين و يهود و نصارى و قوّت و قدرت آنها ، خداوند وعده نصرت و كفايت شرّ آنان را به پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم داد و پس از اندك زمانى اين وعده الهى وقوع يافت و مسلمين بر همه آنها چيره و غالب گرديدند .
وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
و خداوند بگفتار و تبانيهاى آنان دانا و از بواطن آنها و مكر و حيله و تزويرشان آگاه است .