[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 137 ]
فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِي شِقاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 137 )
( پس اگر ايمان آوردند بمانند آنچه شما به آن ايمان آورديد بتحقيق هدايت يافتهاند و اگر اعراض نموده و رو گردانيدند همانا ايشان در مقام معاندت مخالفت ميباشند و به زودى خداوند ترا از ايشان كفايت مىكند و او شنوا و داناست
فَإِنْ آمَنُوا
مراد از ضمير جمع يهود و نصارى هستند كه در آيه قبل ذكر شد و پس از ابطال قول آنها كه هدايت را در يهوديت و نصرانيت مىپنداشتند و اثبات اينكه هدايت در پيروى از ملت ابراهيم و دين حنيف اسلام است و توضيح و تشريح مبانى دين حنيف خطاب بمسلمين نموده كه اگر يهود و نصارى بمانند آنچه شما به آن ايمان داريد ، ايمان بياورند هدايت مىيابند نه آنچه خود توهم نمودهاند .
و بعضى از مفسرين گمان كردهاند كه كلمه باء در به مثل زائد است يعنى
فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ
و بعضى گمان كردهاند كلمه مثل زائد است ولى هر دو گمان درست نيست براى اينكه اولا چنان كه باز تذكر دادهايم كلمه زائد در قرآن نيست و ثانيا بايد دانست كه مفهوم كلى بكليت خود موجود نميشود بلكه وجود او بوجود اشخاص است كه گفتهاند « الشيء ما لم يتشخص لم يوجد » مثلا مفهوم كلى انسانيت در ضمن افراد آن يافت مىشود بنا بر اين افراد هر مفهومى عين يكديگر نيستند بلكه در حقيقت آن مفهوم مثل يكديگرند و همين نحو صفات و ملكات هر فردى عين صفات و ملكات فرد ديگر نيست بلكه مشابه آنست مثلا ايمان زيد مثل ايمان عمرو است اگر چه در حقيقت و مفهوم كلى ايمان